کلام ایام-۴۵۸، پرده برداری از جمال دین خدا در نهضت عاشورا

بخش چهارم*

در جریان نهضت مقدس حسینی – علیه السلام- پرده ها و پوشش ها از روی سیمای نورانی دین خدا کنار زده شد و آن نور قدسی در سطح وسیعی درخشید و فضای زندگی انسانها را در سطح عالم روشن ساخت بطوریکه هرگز ظلمت ها و پوشش های ساخته شده از طرف دشمنان خدا بر آن نور مسلط نخواهد شد . و در آن قیام شکوهمند یکی از سفیران خدای سبحان در فضای زندگی انسانها راههای رسیدن به مقصد حیات را برای آنها هموار و روشن و امن ساخت و او یعنی حضرت سیدالشهداء، امام حسین-علیه السلام- با عده ای اندک از یاران و پیروان و افراد خاندان خود در مقابل تمامی کفار و منافقان و دشمنان دین خدا و دشمنان عالم انسانیت ایستادند و استقامت و شجاعت و غیرتی از خودشان نشان دادند که موجب حیرت و شگفتی عالمیان شد.

آنها برای رسیدن به آن مقصد متعالی و هدایت انسانها بسوی آن و همراهی با آنها در این راه متحمل سخت ترین و سنگین ترین مصیبت ها و مشقت ها شدند و هرگز کوچکترین ضعف و نگرانی در رفتارهای آنها مشاهده نشد.

در مقالات قبلی متذکر شدیم که انسانها غالباً و عموماً از اشیاء نفیس و قیمتی و پرطرفدار، صورتهای تقلبی و بَدَلی می سازند مثل طلا و جواهرات قیمتی و امثال آنها . ساختن صورتهای تقلبی از اشیاء در جهات علمی و معنوی هم رایج است مثل جعل سخنان و نوشته هائی و افکار و عقایدی و نسبت دادن آنها به انسانهای مشهور و محبوب و پرطرفدار مثل دانشمندان و سیاستمداران و حکام و رؤسا و قهرمانان ورزشی و امثال آنها .

در رأس انسانهای مشهور و محبوب که از زبان آنها سخنانی را جعل می کنند ، پیامبران خدا و رهبران آسمانی قرار دارند و هر وقت یکی از آن ذوات مقدسه شهرت و محبوبیت زیاد و قدرت اجتماعی پیدا می کردند، عده ای از انسانها حتی علاوه بر دشمنان و مخالفان آنها، بلکه گروهی از پیروان و طرفداران آنها جهت رسیدن به اهداف مختلف خود سخنانی جعل می کردند و به آنها نسبت می دادند.

در زمان ما که فاصله زیادی از زمان حیات دنیوی پیامبران پیدا شده ، سخنانی و رفتارهائی را دشمنان دین خدا و منافقان و حتی طرفداران جاهل آن بزرگواران به آنها نسبت می دهند که گاهی با سخنان و رفتارهای آنها کاملاً در تضاد است و آن ذوات مقدسه کاملاً با آن سخنان و رفتارها بیگانه بودند و مخالفت شدید آنها با آن سخنان و رفتار ها در سیره شریف آنها بطور آشکار مشاهده می شود  و در کتابهائی که درباره سیره شریف آنها نوشته شده موجود است.

ما قبلاً در بعضی از این سلسله مقالات متذکر شدیم که در دوره امامت حضرت امام حسین و قبل از او در دوره امامت برادرش امام حسن – علیهما السلام- حکومت جامعه دینی بدست دشمنان سابقه دار آن یعنی معاویه پسر ابوسفیان افتاده بود و آن دو منافق تا وقتی که قدرتی داشتند با پیامبر خاتم – صلی الله علیه و آله و سلم – و دین خدا جنگیدند و بعد از شکست های پی در پی و قدرت یافتن پیروان دین خدا و جریان فتح مکه و عفو عمومی اعلام شده از طرف پیامبر  رحمت –صلی الله علیه و آله و سلم- از روی نفاق اظهار اسلام کردند و طبق معیارهای اخلاقی و عقیدتی دین خدا مثل سایر انسانها عضو جامعه دینی محسوب شدند. و بعداً و زمانی بعد از رحلت رسول خدا – صلی الله علیه و آله و سلم – معاویه از طرف حکومت جامعه به امارت شام منصوب شد و در آنجا قدرتی پیدا کرد  و بعدا ً در زمان تصدی حکومت جامعه دینی از طرف امیرالمؤمنین علی – علیه السلام- از امارت عزل شد ، اما او به عزل خود از ناحیه حکومت مرکزی اعتنائی نکرد و با عده زیادی از طرفداران خود اقدام به یاغیگری و شورش کرد! و با حکومت مرکزی جامعه و شخص امیرالمؤمنین علی – علیه السلام- به جنگ پرداخت.

بعد از حادثه شهادت امیرالمؤمنین  علی – علیه السلام- هم که حکومت جامعه دینی در اختیار امام حسن مجتبی – علیه السلام- قرار گرفته بود ، شورش او ادامه پیدا کرد و جامعه دینی در مسیر یک جنگ داخلی دیگر قرار گرفت. جنگ معاویه و طرفداران او با حاکم جامعه دینی یعنی امام حسن مجتبی (علیه السلام).

امام حسن مجتبی – علیه السلام- با توجه به اوضاع فکری و فرهنگی و اجتماعی مردم ادامه جنگ را به مصلحت جامعه ندید و ناچار جهت جلوگیری از ریخته شدن خونها و شکسته شدن ارکان اصلی دین خدا از حکومت فاصله گرفت و معاویه حکومت جامعه را بطور کامل غصب کرد و تحت عنوان خلیفه به تمام جامعه دینی مسلط شد .

حکومت منافقان تحت عنوان ظاهری و حکومت جامعه دینی بعد از مرگ معاویه و با زمینه سازی های او به دست فرزندش یزید افتاد. یزید فردی بود که فسق خود را آشکار می کرد و در جامعه بعنوان فردی تبهکار و فاسد شناخته می شد و بین مردم شدیداً منفور بود. در زمان حکومت او و از ناحیه فساد عقیدتی و اخلاقی و رفتار های پلید او ، ارکان بنای دینی متحمل ضربات شکننده سنگینی شد و خطر سقوط آن بنای شکوهمند آشکارا احساس می شد.

دین خدا و شکوه و جلال و عظمت و قداست اصل آن و اجزاء آن که حاصل تلاشها و فداکاریها و اخلاص ها و زحمات طاقت فرسای همه پیامبران خدا – علیهم السلام- و فضائل و اخلاق عظیم پیامبر خاتم – صلی الله علیه و آله و سلم – و مجاهدان تاریخ صدر السلام و در رأس آنها وجود مبارک امام امیرالمؤمنین علی – علیه السلام- و در اصل محصول مبارک کتابهای آسمانی و صورت کامل آنها یعنی قرآن مجید بوده ، در معرض خطر سقوط قرار گرفته بود .

اگر آن حکومت  و با عنوان ظاهری حکومت دینی مدتی ادامه می یافت و از طرف جانشین حقیقی رسول خدا – صلی الله علیه و آله و سلم – مورد تأیید قرار می گرفت بطور قطع مخالفان دین خدا از منافقان و مشرکان و عموم جاهلان تمامی آنچه را از ناحیه صورت حقیقی دین خدا در مناطقی از زمین ظهور یافته بود ، از بین می بردند و تمامی درختان و گلهای کاشته شده از ناحیه فضائل اخلاقی پیامبران را قطع می کردند و جامعه دینی را به ویرانه ای تبدیل می کردند.

جریان نهضت مقدس حسینی – علیه السلام- و قدرت حاصل شده از آن تمامی نقشه ها و نیرنگ های منافقان و کافران را در هم ریخت و از اصل دین خدا و مجموع آن پرده برداری کرد ! بصورتی که آن نور قدسی به تمام فضای عالم تابید. بعد از آن نهضت عظیم ، انسانها در سطح جهانی معیارهائی برای سنجش ارزشهای دین خدا و شناسائی صورت حقیقی آن بدست آوردند . معیارهای شناخته شده و اطمینان بخش در همه جای عالم و در نزد عقلا و حکما و عامه انسانها.

کنار زدن پرده ها و پوشش ها از سیمای دین خدا، هم شامل اصل و مجموعه آن شد و هم اجزاء آن مجموعه و بعنوان مثال متذکر بعضی از جهات موضوع می شویم.

ظهور و درخشش دیگری از دین خدا

 در زمان بعثت پیامبر خاتم – صلی الله علیه و آله و سلم- به مقام نبوت و رسالت و نزول کتاب آسمانی و دعوت جهانی آن وجود قدسی از انسانها بسوی دین خدا و جهاد علمی آن حضرت و عده ای از اهل ایمان و دفاع از آن در مقابل حملات و جنگهای دشمنان، نوری در فضای زندگی انسانها تابید و ظلمت ها را از بین برد و نظام دین خدا در منطقه ای از زمین استقرار یافت و راه انسانهای جویای حقایق از بین ملل مختلف برای رسیدن به مقاصد متعالی حیات هموار شد و در کنار آن راه چراغهائی روشن شد و علائمی جهت راهنمائی رهروان نصب شد.

اما در مقابل فعالیت های ارشادی پیامبران و مصلحان اجتماعی همیشه گروهی از جاهلان و بردگان فکری و پیروان حکام و زمامداران تبهکار هم فعالیت داشته اند و فعالیت آنها غالباً در مسیر فساد انگیزی و تخریب نظام زندگی انسانها بوده است . بطور کلی جریان نهر زلال وحی و فعالیت پیامبران برای انتقال آن جریان بصورت زلال و پاک به فضای زندگی انسانها، شیطان و پیروانش هم بی کار نبوده اند ! لذا از زمان شروع خلقت انسان و زندگی او در روی زمین تا زمان ما ، در اغلب  جوامع انسانی تبهکاری ها و فساد ها و تخریب نظام حیات هم جریان یافته است و این وضعیت تا زمانی هم در جوامع انسانی برقرار خواهد بود و سرانجام در جریان یک تحول عظیم علمی و اخلاقی جهانی با ظهور آخرین سفیر خدای سبحان و برقراری مجدد نظام دین خدا بصورت کامل این وضعیت  از بین خواهد رفت و عدالت و آسایش و علم و فضائل اخلاقی جای آن ظلمها و بی عدالتی ها و جهل ها و جنگ ها و خشونت ها را خواهد گرفت.

در زمان ظهور پیامبر خاتم – صلی الله علیه و آله و سلم- و نزول آخرین کتاب آسمانی و تأسیس جامعه دینی و استقرار حکومت دین خدا هم ، چنین وضعیتی به وجود آمد ! با شروع دعوت دینی توجهات عده ای بطرف آن معطوف شد و آن توجهات بتدریج گسترش یافت و به مناطق دیگری خارج از شهر مکه رسید مثل حبشه از طریق مهاجرت گروهی از اهل ایمان و اقامت در آن مملکت و مثل «یثرب» از طریق بعضی از اهل آن شهر که به مکه آمدند و با رسول خدا – صلی الله علیه و آله و سلم – دیداری داشتند و پیمانهائی با آن حضرت بستند و او و پیروانش را به شهر خود دعوت کردند . و سرانجام از طریق نامه هائی که پیامبر خدا – صلی الله علیه و آله و سلم – بعد از تأسیس حکومت دینی در مدینه به سران کشورهای بزرگ دنیا فرستادند.

کلام ایام - 27، معارف دین توحیدی در کلام حضرت فاطمه زهرا
بخوانید

جاذبه های آیات قرآن و اخلاق عظیم پیامبر خدا – صلی الله علیه و آله و سلم- قویتر و شدید تر از آن بود که عده ای مشرک و بت پرست و یا عده ای که مدعی پیروی از شریعت های قبلی بودند بتوانند با آنها مقابله کنند و آنها را از کار و تأثیر بیاندازند.

جاذبه های دین خدا مثل نور آفتاب در سطح وسیعی می تابید و نور و حرارت آن حیاتبخش بود ، حیات روحی برای انسانها و مرگ آور بود برای شرک و بت پرستی ونفاق که به دروغ خود را پیرو شریعت اسلامی و یا یکی از شریعت های قبلی معرفی می کردند . البته عده ای از پیروان حقیقی شریعت های قبلی طبق سفارش پیامبران و کتابهای آسمانی به شریعت جدید ایمان آوردند و عده ای هم از مشرکان .

 در دوره نبوت پیامبر خاتم – صلی الله علیه و آله و سلم- فضائل دین خدا به تدریج منتشر می شد و نور توحید فضای زندگی انسانها را روشن می ساخت و بعد از هجرت آن وجود قدسی و پیروانش به شهر مدینه انتشار آن نور سرعت و گسترش بیشتری پیدا کرد و هر چه زمان پیش می رفت پرده ها و پوشش های جدیدی از سیمای اصل و مجموع دین خدا و اجزاء آن کنار می رفت و درخشش حقایق آن بیشتر می شد. منتهی لازمه انتشار آن نور در سطح وسیعتر و تجلی بیشتر معارف و حقایق آن احتیاج به فعالیت از نوع جهاد داشت چه جهاد علمی و فرهنگی و اخلاقی و چه جهاد از نوع جنگ دفاعی و چه جهاد با مال . و طبعاً جهاد در راه دین خدا و حمایت از آن در مقابل دشمنان و دفاع از آن بنای تازه تأسیس احتیاج به قدرتی عظیم داشت! و البته آن قدرت از ناحیه اشتیاق مردم به اصل دین خدا و اجزاء آن مثل عبادت با شکوه نماز و جاذبه آیات قرآن و جاذبه اخلاق عظیم رسول خدا – صلی الله علیه و آله و سلم – و مجموعاً و در اصل از ناحیه اراده پروردگار عالمیان حاصل می شد. بطوریکه خود او فرمود :

«هُوَ الَّذِي أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدَى وَدِينِ الْحَقِّ لِيظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ وَلَوْ كَرِهَ الْمُشْرِكُونَ» (التوبة/۳۳) یعنی: اوست آنکه فرستاد رسولش را با هدایت و دین حق تا آن را پیروز گرداند بر همه ادیان، اگرچه مشرکان ناراضی و ناراحت باشند.                     

اما این اراده خدای علیم حکیم و طبق اقتضای حکمت او لازم بود از ناحیه کمالات و فضائل دین آسمانی تحقق یابد و ظهور و تجلی پیدا کند ! و قدرتی هم که از رفتارهای پیروان آن و افراد پرورش یافته از ناحیه آموزشها و رفتارهای پیامبر خدا – صلی الله علیه و آله و سلم- بالخصوص در جنگهای دفاعی ظهور می یافت از جمله آن اسباب و علل بود .

تجلی فضائل و کمالات و جاذبه های دین خدا

فضائل و کمالات و ارزش های دین خدا را در دو جهت مورد بحث و بررسی قرار می دهیم یکی از جهت اصل و مجموع آن و دیگری در جهات اجزاء و ابعاد مختلف آن بصورت مجزا.

ابتداءً لازم است یک ارزیابی از اصل دین خدا و مجموع آن بعمل آید ، تا میزان ارزش و بهای آن روشن شود ! و میزان نیاز انسانها به آن و انواع بهره برداری از آن آشکار گردد. ارزیابی دین خدا و فضائل و کمالات آن از طرق متعددی امکان پذیر است و از دیدگاههای مختلفی لازم است وارد این بحث شد. اما محور مباحث در این سلسله مقالات نهضت مقدس حسینی – علیه السلام- و بررسی حادثه عظیم عاشورا است لذا این موضوع را از آن دیدگاه مورد بررسی قرار می دهیم.

تجلی ارزشهای دین توحیدی در نهضت عاشورا

دین خدا یک مجموعه علمی و فرهنگی و اخلاقی است که درباره آن نظریات مختلف و گاهی کاملاً متضادی وجود دارد و عامه انسانها و دانشمندان و فرهنگسازان درباره آن بطور مستمر نظریاتی اظهار می کنند! و در مقام عمل مواضع مختلفی را اتخاذ می کنند. عده ای از انسانها در حدی نسبت به آن تمایل و علاقه و اشتیاق دارند که حاضر می شوند تمامی دارائی ها و امکانات زندگی خود را در راه آشنائی بیشتر با آن و انتشار معارف آن و حمایت از آن هزینه کنند و حتی حق حیات و جان خود را هم برای آن فدا کنند. در رأس این گروه از انسانها پیامبران خدا قرار داشتند. که تمام فرصت های عمر و امکانات زندگی و آسایش خود را در راه معرفی سیمای حقیقی دین خدا  هزینه کردند و در این راه جانهای خود را هم فدا کردند.

پیامبران خدا در نظر اهل ایمان و پیروان خود دارای مقامات قدسی و فضائل انسانی فوق عادی بودند. علاوه بر آن آنها در نظر سایر انسانها هم که وارد فضای دین آسمانی هم نشده اند انسانهای حکیم و صاحب بصیرت و شخصیت های ممتاز علمی و اخلاقی بودند. پس از نظر عقلا و حکما و صاحبان بصیرت و تدبیر، دین خدا دارای ارزش و بهائی است که لازم است انسانها برای بدست آوردن آن و برقراری آن در جوامع انسانی همه دارائی خود و همه فرصت های عمر و حتی حق حیات خودشان را هزینه کند و بجهت برقراری آن و آشنائی انسانها با آن از ادامه حیات خود هم در صورت لزوم صرف نظر کنند و خودشان را در معرض خطر کشته شدن قرار دهند.

گروه دوم: انسانهائی هستند که توجه زیادی نسبت به آن ندارند و اگر نظام دینی در جامعه آنها برقرار بود و از شهرتی و مقبولیتی برخوردار شد و عده زیادی به آن روی آوردند، و مجموعاً پیوستن به پیروان آن منافع مادی فوری و آنی برای آنها داشت، نسبت به آن تمایلی پیدا می کنند و اگر دینداری برای آنها هزینه ای و مشکلی داشت، نسبت به آن بی اعتناء می شوند و رغبتی نسبت به آن از خودشان نمی دهند.

گروه سوم مخالفان دین خدا هستند که با آشنائی سطحی و گذرا نسبت به آن و حتی گاهی بدون آشنائی با آن مخالفت می کنند و در رفتارهای خود درباره آن از کسانی پیروی می کنند که یا نسبت به حقیقت آن جاهل هستندو یا مفرض و یا منافع مادی و غیر قانونی آنها از ناحیه برقراری دین خدا دچار آسیب ها می شود.

پس دین خدا مجموعه ای از حقایقی است که اهل بصیرت و اهل تعقل و حکما و انسانها با آن و استقرار نظام آن در جوامع انسانی ارزشمند ترین و گرانبها ترین اشیاء حتی حق حیات و جان خود را برای آن فدا می کنند.

و گروه دیگر ارزش عادی و سطحی و معمولی برای آن در نظر می گیرند و از جهاتی نسبت به آن بی اعتناء می شوند و گروه سوم با آن دشمنی و مخالفت دارند و با پیروان آن مقابله و حتی اقدام به جنگ می کنند و هر شایعه ای را علیه آن منتشر می کنند پی لازم است اهل تعقل و صاحبان افکار روشن و افراد تحصیل کرده این دیدگاه های کاملاً متضاد و متفاوت را با ابزار ها و روش های علمی مورد بررسی و ارزیابی قرار دهند تا علل این همه اختلاف نظر روشن شود . بالخصوص که این پدیده به اصل حیات انسان ارتباط دارد و آن هم ارتباط اساسی و از ریشه و پایه و بلکه دین خدا اساس زندگی انسان و نظام و ارکان اصلی آن را تشکیل می دهد . و بی اعتنائی نسبت به آن و غفلت از دیدگاههای مختلف درباره آن سبب بروز مشکلاتی عظیم و به خطر افتادن تمام حیات زندگی افراد یک جامعه و یک ملت و یک کشور و یا جوامع مختلف خواهد شد .

وجود مبارک حضرت سیدالشهداء امام حسین – علیه السلام- درباره علت و حکمت قیام خود در برابر حکومت جامعه فرمود :

«النّاسَ عَبيدُ الدُّنْيا وَ الدِّينُ لَعْقٌ عَلى اَلْسِنَتِهِمْ يَحوطونَهُ ما دَرَّتْ مَعائِشُهُمْ فَاِذا مُحِّصوا بِالْبَلاءِ قَلَّ الدَّيّانونَ»(۱)یعنی : انسانها بنده دنیا هستند [شده اند] و دین [خدا ] فقط به زبان آنها می چرخند و آنها دور آن می چرخند تا وقتی که معیشت آنها برقرار است و اما وقتی مورد امتحان قرار می گیرند دین داران [حقیقی] کم می شوند .

حال  باید این موضوع را مورد بررسی و تحقیق قرار دهیم که چرا دین داران حقیقی اندک بودند و آیا اندک بودن تعداد آنها در زمان امامت حضرت سیدالشهداء امام حسین – علیه السلام- مورد نظر آن حضرت بود یا سایر زمان ها هم و این پدیده یعنی بندگی انسانها برای دنیا و اندک شدن دینداران چه مشکلی برای آنها به وجود آورده بود و این که آیا آن مشکل در حدی بود که امام – علیه السلام- تصمیم به قیام در مقابل حکومت گرفت و تسلیم فشار های سیاسی نشد در حالی که معلوم بود آن قیام به کشته شدن خود آن وجود مبارک و همراهان او منتهی خواهد شد ؟

الیاس کلانتری

۱۴۰۰/۰۶/۰۸

پاورقی:

۱ – تحف العقول ، شیح حرانی ، بخش سخنان امام حسین (علیه السلام)

دکمه بازگشت به بالا
بستن