کلام ایام- ۴۵۹، پرده برداری از جمال دین خدا در نهضت عاشورا

بخش پنجم*

کلیات*

  • تعداد دینداران حقیقی و کامل در زمان حیات دنیوی رسول الله – صلی الله علیه و آله و سلم- هم اندک بود.

  • تعداد دینداران حقیقی در زمان رسول خدا – صلی الله علیه و آله و سلم- روبه ازدیاد بود و بعد از رحلت آن حضرت کاهش یافت .

  • عوامل اصلی جذب انسانها بطرف دین خدا.

  • لازم بود جاذبه های دین خدا بعد از رسول خدا – صلی الله علیه و آله و سلم- با جانشینی صاحبان مقام عصمت و امامت ادامه یابد.

  • زمانی که حکومت دینی به حکومت عادی بشری تبدیل شد، جریان جاذبه های دینی هم در عمده جهات متوقف شد.

  •  پرده برداری رسول خدا– صلی الله علیه و آله و سلم- از سیمای دین خدا و معارف آن .

  • با وجود تمام مخالفت ها با دین خدا از ناحیه کفار و منافقان کتاب آسمانی و اساس دین خدا سالم ماند.

  • با استقرار کتاب خدا در جوامع دینی امکان فعالیت علمی برای افراد جویای حقایق برقرار ماند.

  •  اراده خدای عزیز حکیم درباره دین توحیدی بر اراده و خواسته های مخالفان غلبه کرد.

  • در اثر استقرار قرآن مجید در جامعه دینی در زمان حیات رسول خدا – صلی الله علیه و آله و سلم- اساس زندگی مردم متحول شد.

مباحث این سلسله مقالات در شماره قبلی منتهی شد به این موضوع که چرا دینداران حقیقی تعدادشان اندک بود و اینکه آیا اندک بودن آنها فقط در زمان امامت حضرت سید الشهداء امام حسین – علیه السلام –مورد نظر آن حضرت بود! یا در زمانهای دیگر هم این مشکل برقرار بوده و اینکه آیا مشکل در حدی بود که به قیام در مقابل حکومت زمان در جوامع دینی نیاز وجود داشت در حالیکه آن قیام منتهی می شد به کشته شدن امام –علیه السلام – و افراد خاندان و تعدادی از شخصیت های متعالی و ارزشمند همراه او.

اما در پاسخ این سؤال که آیا دینداران حقیقی همیشه تعدادشان کم بوده حتی در زمان حیات دنیوی و حکومت رسول خدا- صلی الله علیه و آله وسلم- یا در زمان مورد نظرو مورد بحث؟ عرض می کنیم که تعداد دینداران خالص و کامل قبلاً و در زمان حیات دنیوی رسول اکرم -صلی الله علیه و آله وسلم- هم کمتر بود اما آنها در آن دوره بالخصوص از زمان تأسیس حکومت دینی تعدادشان رو به ازدیاد بود. اما از زمان رحلت آن حضرت تعدادشان رو به نقصان گذاشت و به تدریج کمتر شدند و در زمان قیام حضرت امام حسین – علیه السلام – تعداد آنها بصورت خطرناکی کاهش یافته بود و اگر آن قیام انجام نمی گرفت، آن تعداد اندک هم از بین می رفتند و سرانجام ارکان اصلی دین خدا در هم می شکست و سلطه شرک و بت پرستی تمام آثار دین خدا را از بین می برد.

علت این وضعیت و این تغییر و تحول در اصل به جریان غصب مقام جانشینی رسول خدا – صلی الله علیه و آله وسلم- و تبدیل حکومت حقیقی دینی به حکومت عادی بشری مربوط می شد. بجهت اینکه در زمان برقراری حکومت دینی و مدیریت رسول خدا – صلی الله علیه و آله وسلم- در جامعه دینی و جوامع وابسته به آن جمال دین خدا تجلی کامل داشت و جاذبه های آن بدون برخورد به موانع بازدارنده در جریان بود! اما در حادثه رحلت رسول خدا- صلی الله علیه و آله وسلم- آن جریان عمدتاً متوقف شد و از حجم آن نهر زلال کاسته شد و مقدار اندک باقی مانده هم، در جهت دیگری ادامه یافت.

عوامل اصلی جذب انسانها بطرف دین خدا علوم و معانی متمرکز در کتاب خدا و جاذبه های کلام خدا و ظهور آشکار آنها در رفتارها و مدیریت رسول خدا – صلی الله علیه و آله وسلم- و جاذبه های اخلاق عظیم آن وجود قدسی بود، که در زمان رحلت آن حضرت آن جریانات متوقف شد. البته بنا بود آن جاذبه ها با جانشینی دومین شخصیت عظیم عالم انسانیت یعنی وجود مبارک امام امیرالمؤمنین علی – علیه السلام – و بعد از او حجت های دیگر پروردگار عالمیان و سفیران او در بین انسانها ادامه یابد، که در اثر حادثه غصب مقام امامت و خلافت، آن فرصت از دست رفت و آنچه باقی ماند مقدار اندکی از برکات دین خدا در حد ظواهر احکام دینی و معانی سطحی و اولیه قرآن مجید بود.

پیامبرخدا- صلی الله علیه و آله وسلم- با اخلاق عظیم خود و جاذبه های آن و با تلاش و کوشش فوق حد تحمل و درایت و مدیریت و بصیرت فوق عادی که اختصاص به مقام و موقعیت و علم و قدرت خود او و جانشینان معصوم معین او داشت،پرده ها وپوشش ها و موانع را از روی سیمای حقیقی دین خدا کنار زد و نور و درخشش معارف دینی در سطح منطقه وسیعی از جهان نفوذ کرد و اخبار آن تحویل عظیم هم در سطح جهانی منتشر شد.

طبعاً آن قدرت و آن کمالات و فضائل در شخصیت دیگر سفیران خدای سبحان و حجت های او یعنی ذوات مقدسه امامان معصوم- علیهم السلام –هم برقرار بود و اگر بعد از رحلت رسول خدا- صلی الله علیه و آله وسلم- حکومت جامعه دینی در اختیار آن شخصیت های قدسی قرار می گرفت انتشار نور دین توحیدی مثل زمان برقراری حکومت رسول خدا- صلی الله علیه و آله وسلم- و در همان مرتبه استمرار می یافت و آن نورسرانجام سطح تمام عالم را روشن می ساخت! اما حوادث بعد از رحلت رسول الله – صلی الله علیه و آله وسلم- فرصت ها را از بین برد و جامعه دینی از این جهت دچاربحران هائی شد. و دشمنان دین خدا از مشرکان و منافقان و کسانی که مدعی پیروی از پیامبران قبلی (علیهم السلام)بودند تمام امکانات و قدرتهای خود را برای هدم ارکان دین خدا به کار گرفتند. اما در هر صورت جاذبه محتوای آیات قرآن مجید و اخبار منتشر شده از جاذبه های اخلاق عظیم رسول خدا- صلی الله علیه و آله وسلم- با مدیریت و رهبری فکری و عقیدتی و علمی امیر المؤمنین علی –علیه السلام –و بعد از او امامان معصوم از فرزندان او و جانشینان اصلی وحقیقی رسول الله- صلوات الله و سلامه علیهم- با وجود محدودیت های سیاسی و حکومتی زیاد-ارکان اصلی دین خدا برقرار و سالم ماند و وضعیتی در جامعه دینی برقرار شد که امکان فعالیت علمی افراد جامعه دینی و افراد جویای حقایق دینی از ملل دیگر بطور دائم در آن برقرار بماند. اگر چه کوشش زیادی بعمل آمد که از انتشار حقایق و معنای رفیع آیات قرآن و سخنان رسول خدا- صلی الله علیه و آله وسلم- جلوگیری بعمل آید و آن سخنان در اثر ممنوعیت سیاسی و حکومتی به تدریج از بین برود. اما اراده خدای عزیز حکیم براراده مخالفان دین خدا غلبه کرد و اساس دین خدا و ارکان اصلی بنای آن برقرار ماند. بطوریکه خود ذات قدوس الله – عزّوجّل- قبلاً و در کلام خود فرمود:

«هُوَ الَّذِي أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدَى وَدِينِ الْحَقِّ لِيظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ وَلَوْ كَرِهَ الْمُشْرِكُونَ»(التوبة/۳۳)

پرده برداریهای بعدی از جمال دین خدا

در اثر تجلی دین خدا چه در مجموع آن و چه در اجزاء آن مثل نماز و شکوه و جلالت آن بالخصوص وقتی با جماعت و بصورت گروهی و در خانه های خدا یعنی در مساجد خوانده می شد و مثل زکات و تأمین نیازهای مالی همنوعان و نیازمندان و رفاه آسایش ناشی از برقراری نظام دینی و مثل جهاد در راه خدا و تجلی قدرت ناشی از ایمان در افراد جامعه دینی و صلابت و استقامت در مقابل دشمنان خدا و رسول او در مجموع ارتباط با خدای سبحان از طرق مختلف بالخصوص تلات مکرر کلام خدا در نماز و غیر آن ،اساس زندگی مردم متحول شد. بت پرستی ها به خدا پرستی و کینه ها و عداوت ها به محبت و دوستی و فقرها به رفاه و نگرانی هاواضطراب ها و خوف ها به امنیت تبدیل شد.

اما وقتی حکومت جامعه به حکومت عادی بشری تبدیل شد مردم به همان منافع و فضائلی که از ناحیه حکومت دینی حاصل شده بود اکتفاء کردند با غفلت از اینکه آن وضعیت حاصل مدیریت و قدرت الهی پیامبر خدا – صلی الله علیه و آله وسلم- بود! و اگر حکومت جامعه به حکومت بشری تبدیل شود، حتی اگر حاکم یک شخص سالم و عادل، و دارای قدرت مدیریت در حد عادی هم باشد باز نخواهد توانست آن وضعیت اجتماعی زمان حیات رسول خدا- صلی الله علیه و آله وسلم-را برقرار کند، تا چه رسد به اینکه حاکم دارای آن فضائل هم نباشد بلکه ظالم و غاصب و فاقد قدرت لازم برای اداره یک حکومت حتی عادی باشد.

کلام ایام- 404،سهم و بهره انسانها از رحمت خدای غنیّ کریم
بخوانید

در حکومت برقرار شده در جامعه دینی حقایقی پوشانده شد و معیارهای عقیدتی و اخلاقی دینی به هم خورد و انتشار فضائل مقام امامت وجانشینی رسول خدا- صلی الله علیه و آله وسلم- متوقف شد! حتی نوشتن سخنان شخص رسول خدا- صلی الله علیه و آله وسلم- از طرف حکومت ممنوع شدو این ممنوعیت در طول زمانی نزدیک به یک قرن در جامعه دینی برقرار بود.

در آن شرایط اجتماعی وسیاسی پرده ها و پوشش های روی چهره اصلی دین خدا و بعضی ازحقایق و معارف آن کشیده شد، تا حکومت جامعه مشروع ومطابق احکام وعقاید دینی جلوه کند و متناسب با معیارهای ظاهری دین خدا.

اما حصول این خواسته مستلزم تغیراتی درمعیارهای دین خدا بود لذا حکومت ها به تحریفاتی در عقاید و احکام و اخلاق دینی اقدام کردنند و مثلاً مخالفان حکومت خود را مخالف دین خدا معرفی می کردنند و اعتراضها و انتقادها را مخالفت با دین و امنیت و آسایش جامعه دینی قلمداد می کردند.

مخالفت با دین خدا عمدتاً در پشت پرده و به صورت نامحسوس یا نیمه محسوس به جای رسید که نوشتن سخنان رسول خدا- صلی الله علیه و آله وسلم- هم ممنوع شد و آن عمل یک عمل سیاسی و ضد حکومتی تلقی می شد و کسانی که بصورت پراکنده و نیمه مخفی اقدام به آن کار – یعنی نوشتن سخنان رسول خدا- صلی الله علیه و آله وسلم- می کردند تهدید به مجازات حکومتی می شدند!حتی ابن عباس دانشمند مشهور که پسر عموی رسول خدا- صلی الله علیه و آله وسلم- و شاگرد او وشاگرد امیرالمؤمنین علی –علیه السلام- بود به جهت نوشتن احادیث پیامبر خدا- صلی الله علیه و آله وسلم- تهدید به مجازات شد.

در آن دوره آنچه در جامعه دینی برقرار بود و ظهور داشت صورتی بود ترکیب یافته از بعضی حقایق دینی مثل اصل آیات قرآن مجید و ظاهری از نماز و روزه و حج و جاذبه هائی که از اخلاق عظیم رسول خدا – صلی الله علیه و آله و سلم- بصورت سنت های اجتماعی در آمده بود ، و در جهت دیگری رفتار های عادی حاکمان و طرفداران و پیروان آنها و ظواهر عوام پسند از رفتارهای دینی . آن چهره در جهاتی زیبا بود و در جهاتی مخدوش و در مجموعه دین مستقر در جامعه هم اشیاء نفیس قیمتی وجود داشت مثل آیات قرآن مجید و اندکی باقی مانده از سخنان و سنت های پیامبر خدا – صلی الله علیه و آله و سلم- و هم اشیاء تقلبی و بدلی . و آن مجموعه در جهاتی جاذبه هائی داشت و در جهاتی عامل و سبب بی اعتنائی مردم به دین خدا حتی در بعضی جهات سبب مخالفت ها می شد .

خیلی از حقایق دینی و سیمای نورانی و زیبای احکام و معارف دینی از طرف حکومت ها و منافقان و مخالفان آن پوشانده شد. اعتراض تعداد اندکی از افراد ناراضی هم نسبت به رفتارهای حاکمان به جایی نمی رسید و آنها سرکوب می شدند.

جریان قتل«مالک بن نویره» و افراد قبیله او آشکار ترین دلیل برای اثبات این مطالب است و مالک از اصحاب رسول خدا – صلی الله علیه و آله و سلم- و نماینده آن حضرت در بین قبیله خود بود . او بعد از رحلت پیامبر اکرم – صلی الله علیه و آله و سلم- به مدینه آمد  و متوجه شد برخلاف وصیت آشکار پیامبر خدا– صلی الله علیه و آله و سلم- درباره خلافت امیرالمؤمنین علی – علیه السلام- ابوبکر خلافت را به دست گرفته است.او با ابوبکر بیعت نکرد و اموالی را که به عنوان زکات از افراد قبیله خود گرفته بود به او تحویل نداد و برگرداند و به صاحبانش تحویل داد . ابوبکر آن رفتار مالک را ارتداد نامید و خالد بن ولید را با سپاهی به سوی قبیله او فرستاد و خالد بن ولید مالک را بازداشت کرد و دستور داد گردن او را زدند درحالیکه او و افراد قبیله اش اظهار اسلام کردند و نماز می خواندند . خالد افراد بیگناهی را از قبیله مالک کشت و مرتکب جنایات دیگری شد بطوریکه وقتی به مدینه برگشت صدای اعتراض عده ای از مسلمین برخاست و حتی عمر که متوجه رسوائی عظیمی برای حکومت شده بود ، از ابوبکر خواست که خالد را قصاص کند. اما ابوبکر از آن کار خودداری کرد و فقط گفت خالد  در تشخیص خود مرتکب خطائی شده است! و روی جنایت و فضائح خالد سر پوش گذاشت.

مالک امین پیامبر اکرم– صلی الله علیه و آله و سلم-  و نماینده  او در دریافت زکات از افراد قبیله خود بود و لازم بود آن اموال را بین فقرا تقسیم کند و یا به بیت المال تحویل دهد و اما وقتی متوجه شد که حکومتی غیر قانونی در جامعه دینی برقرار شده و آن حکومت را به رسمیت نشناخت و اموال را برگرداند و به صاحبانش تحویل داد، در اثر این رفتار او عنوان «مرتد» روی او گذاشتند ، درحالیکه اگر فردی از مسلمین زکات نپردازد مرتد محسوب نمی شود و دیگر اینکه اصلاً مالک منکر وجوب زکات و مخالف آن نبوده و فقط حکومت برقرار شده  را به رسمیت نشناخته بود و نخواسته بود زکات را به حکومت بپردازد.

جنایات خالد و فضیحت حکومت در آن زمینه با هیچ معیار شرعی قابل توجیه نبود ، اما حکومت آشکارا روی آن جنایات و فضائح سر پوشی گذاشت و احکام دینی را در این زمینه ندیده و نشنیده گرفت .

از این نوع رفتار ها و امثال آنها از حکومت و طرفداران آن بطور مکرر سر می زد و غالباً مسکوت می ماند و یا به نحوی از طرف حکومت توجیه می شد و اما عامه مردم آن رفتار ها را به حساب دین خدا می گذاشتند و نارضایتی ها متوجه دین خدا می شد و نه حکومت غاصب نا مشروع و این وضعیت  ادامه می یافت و خلافکاریها به تدریج بیشتر می شد .

در تحلیل اوضاع سیاسی زمان حکومت معاویه قبلاً متذکرمطلبی شدیم و به  همان مباحث اکتفاء می کنیم و فقط اشاره ای می کنیم به اینکه در آن زمان بدعت های زیادی در دین خدا وارد شد و خلافکاریهای زیادی انجام گرفت و اوضاع جامعه دینی بحرانی شد و وجود مبارک امام حسن مجتبی در دوره امامت ده ساله خود و بعد از شهادت او ، وجود مبارک امام حسین –علیهما السلام- با وجود محدودیت زیاد و اختناق شدیدی که در جامعه حاکم بود مواضع دین خدا را با رفتار های خود و اعتراض به رفتار های حکومت آشکار می کردند و عده ای از مردم که از آگاهان و آموزش یافته ها بودند از این طریق با صورت اصلی و حقیقی دین خدا آشنا می شدند اما تعداد آن قبیل از افراد اندک بود و اکثر مردم از فریب خورده ها و افراد عامی بودند . اما در هر صورت اساس دین خدا و محور همه معارف و علوم آن کتاب آسمانی بود که دست نخورده و بطور کامل و سالم باقی ماند و دائماً مورد بهره برداری علمی و اخلاقی افراد جویای حقایق دینی قرار گرفته و ذخیره ای با شکوه و گنجینه بی پایان علمی و فرهنگی برای آینده گان است گنجینه خدائی برای بندگان او .

با این اوصاف یک پرده برداری جدیدی از جمال دین خدا ضرورت داشت ! علاوه بر روشنگری های مقطعی و پراکنده و محدود درباره حقایق دینی و آن عبارت بود از پرده داری و نشان دادن چهره حقیقی دین خدا از طریق یک قیام تحت رهبری و مدیریت یک امام معصوم و یکی از حجت های پروردگار عالمیان و سفیران او.

 برای رسیدن آن قیام به مقصد مطلوب احتیاج به قدرتی بود که پیامبران خدا واجد آن بودند و یا صاحبان مقام امامت و عصمت و قدرت متمرکز در کتاب آسمانی و در اصل قدرت ناشی از اراده و مشیت ذات قدوس الله ، پروردگار عالمیان.

بلحاظ اینکه آن قیام عظیم در دوره امامت حضرت امام حسین –علیه السلام- ضرورت بیشتری داشت اذن آن از طرف خدای سبحان به آن وجود مبارک داده شد و آن تحول عظیم تاریخ ساز در عالم به وقوع پیوست.

الیاس کلانتری

۱۴۰۰/۰۶/۱۸

 

دکمه بازگشت به بالا
بستن