کلام ایام-۴۶۰، معارف دین توحیدی در سیره و کلام امام حسن مجتبی (علیه السلام)

کلیات*

  • موقعیت و رفتار های امام حسن مجتبی – علیه السلام- بعد از کناره گیری از حکومت.

  • دسیسه معاویه برای مسموم کردن امام حسن (علیه السلام).

  • انس شدید اولیاء خاص خدا نسبت به یکدیگر.

  • وصیت امام حسن در ساعات رحلت به امام حسین (علیهما السلام).

  • امام حسن مجتبی – علیه السلام- در ساعت رحلت بین دو کشش نیرومند مقابل هم قرار گرفته بود.

  • گریه امام حسن – علیه السلام- در ساعات رحلت و علت آن.

  • تعجب اطرافیان امام حسن – علیه السلام- از گریه او در ساعت رحلت.

  • عظمت و سنگینی حادثه قیامت در نظر پیامبران و امامان معصوم (علیهم السلام).

  • علت ترس شدید پیامبران و امامان و صاحبان مقام عصمت –علیهم السلام- از قیامت .

  • خوف از پروردگار عالمیان در بین صاحبان مقام عصمت .

طبق نظر برخی از مورخان در روز هفتم ماه صفر حادثه شهادت امام حسن مجتبی – علیه السلام- واقع شده و بعضی دیگر آن حادثه را در روز بیست و هشتم همان ماه می دانند و شیخ مفید تاریخ شهادت آن حضرت را در کتاب مشهور خود «الارشاد فی معرفة حجج الله علی العباد » در ماه صفر نوشته است بدون تصریح به روز آن حادثه و آورده است:

و چون بین امام حسن –علیه السلام- و معاویه ، طبق آنچه ذکر کردیم صلح برقرار شد، امام حسن –علیه السلام- به مدینه رفت و در آن شهر مقیم و خانه نشین شد – از فعالیت های سیاسی و حکومتی فاصله گرفت- و در حالیکه خشم خود را [از اوضاع جامعه فرو می خورد]و در انتظار امر پروردگارش –عزّوجّل- به سر می برد ، تا اینکه ده سال از امارت [حکومت] معاویه سپری شد و او تصمیم گرفت از مردم برای پسرش یزید بیعت بگیرد ،(۱)  لذا دسیسه ای به کار برد و شخصی را پنهانی نزد جعده دختر اشعث بن قیس فرستاد که همسر امام حسن –علیه السلام- بود با مقداری سّم و بعهده گرفت که اگر او [امام علیه السلام] را مسموم کند ، او را به ازدواج پسرش یزید دربیاورد و یکصد هزار درهم برای او فرستاد.

جعده امام – علیه السلام- را مسموم کرد و آن حضرت مسموم و مریض شد و چهل روز با حالت بیماری باقی ماند و در ماه صفر سال پنجاه هجری از دنیا رفت و او در آن زمان در سن۴۸ سالگی قرار داشت  و خلافت [و امامت] او ده سال بود و وصّی او برادرس حسین – علیه السلام- عهده دار غسل و تکفین او شد و او را کنار قبر جده اش فاطمه دختر اسد بن هاشم بن عبد مناف –رضی الله عنها- در بقیع دفع کرد .(۲)

در ایام شهادت امام حسن مجتبی –علیه السلام-  و ایام ولادت آن وجود مبارک در سالهای قبل مقالاتی نوشته و منتشر شد و در آخرین مقالات مواردی از سخنان آن بزرگوار با شرح و توضیح ذکر شده و در این نوشتار موارد دیگری از سخنان آن وجود قدسی را با توضیحاتی می آوریم ، بلکه ذکر این سخنان تسلیتی باشد برای حادثه عظیم شهادت آن حضرت برای پیروان دین خدا و شیعیان خاندان رسالت.

نقل کرده اند که وقتی امام حسن مجتبی را مسموم کردند و ساعت رحلتش رسید، برادرش حسین – علیهما السلام- را خواند و به او فرمود:

«يا أَخي ، إنِّي مُفارقًكَ ولاحق بربِّي جلّ وعزّ وقد سُقيتُ السّمَّ… وِإنّي لَعارفٌ بمن سقاني السّمَّ ، ومن أينَ دُهِيْتُ ، وأنا أُخاصِمُه إِلى اللهِ تعالى ، فبحقّي عليكَ إِن تكلّمتَ في ذلكَ بشيءٍ ، وانتظِرْ ما يُحدِثُ اللهُ عزّ ذكرُه فيَّ»(۳) یعنی : ای برادر! زمان جدا شدن من از تو رسیده و من به پروردگارم ملحق خواهم شد و مرا مسموم کرده اند…. و من می دانم چه کسی مرا مسموم کرده و می دانم از کجا این نقشه را علیه من کشیده اند و من نزد خدا –عزوجل- با او مخاصمه خواهم کرد، و تو را به حقی که بر تو دارم سوگند می دهم که در این باره سخنی به زبان نیاوری و منتظر باش برای آنچه خدا –عزوجل- درباره من پیش آورد.

ذکر و توضیح نکاتی از کلام امام حسن (علیه السلام)

یکم : امام – علیه السلام- در این بخش از کلام خود ، بطور ضمنی به حزن و اندوه خود جهت جدا شدن از برادرش حضرت حسین –علیه السلام- اشاره ای نموده . و در کلام دیگری که از آن حضرت نقل شده در جواب سؤال از علت گریه اش، فرمود: جدا شدن از تو و از دوستان.

یعنی امام –علیه السلام- در طول عمر خود انسی نسبت به اعضاء خاندان و فرزندان خود پیدا کرده بود ، اما انس او نسبت به برادش حضرت حسین – علیه السلام- شدید تر بود چون او یعنی حضرت حسین – علیه السلام- یکی از حجت های پروردگار عالمیان و دارای جاذبه های شخصیتی فوق عادی بود ! و طبعاً شیفتگی امام حسن نسبت به او – علیهما السلام- از ناحیه اشتیاق به پروردگار عالمیان و حجت های او بود و آن نوع اشتیاق و شیفتگی یا معیار های عادی متداول بین انسانها قابل سنجش و محاسبه نیست.

و از آن نوع بود اشتیاق به دیدن گذشتگانش یعنی : جدش رسول خدا – صلی الله علیه و آله و سلم – و پدرش امیرالمؤمنین علی – علیه السلام- و مادرش حضرت صدیقه طاهره ، فاطمه زهرا (سلام الله علیها).

پس آن وجود قدسی در بین دوتا کشش نیرومند مقابل هم قرار گرفته بود ، یکی عظمت و جلالت ملاقات پروردگار عالمیان – عزوجل- و همچنین اشتیاق دیدار رسول الله و امیرالمؤمنین علی و فاطمه زهرا – سلام الله علیهم- و استقرار در کنار آن ذوات مقدسه در عالم قدس !دیگری حزن و اندوه جدا شدن از دوستان بالخصوص از حجت خدا و صاحب فضائل بی شمار و جاذبه های اخلاقی و شخصیتی عظیم یعنی برادرش حضرت امام حسین ( علیه السلام) .

در بعضی از مقالات قبلی درباره حالت گریه ای که به امام حسن – علیه السلام-  در لحظات رحلت عارض شد و سؤال و جوابی که پیش آمد ، توضیحی عرض کردیم و در ارتباط با کلام آن حضرت در این نوشتار قطعه ای از یک مقاله قبلی را نقل می کنیم :

وقتی زمان وفات امام حسن – علیه السلام – رسید، حالت گریه پیدا کرد! به او گفته شد: ای فرزند رسول خدا – صلّی الله علیه و آله و سلّم – آیا گریه می کنی با آن مقامی که در نزد رسول خدا – صلّی الله علیه و آله و سلّم – داری؟ در حالیکه آن حضرت درباره تو [و فضائل تو] آن سخنان را گفته است و در حالیکه تو بیست بار پیاده به حج رفته ای و اموال خودت را سه بار بطور کامل تقسیم کرده ای [و به فقرا بخشیده ای در راه خدا]

امام – علیه السلام – فرمود:

«إِنَّمَا أَبْکِی لِخَصْلَتَیْنِ: لِهَوْلِ الْمُطَّلَعِ وَ فِرَاقِ الْأَحِبَّة» یعنی: جز این نیست که من برای دو چیز گریه می کنم: عظمت و سنگینی قیامت و فراق دوستان.

کسانیکه در ساعت رحلت امام حسن – علیه السلام – در کنارش بودند و یا بعضی از آن ها از گریه امام – علیه السلام – تعجب کردند. چون صاحبان مقام نبوت و امامت و عصمت از انتقال خود به عالم آخرت و خروج از دنیا مسرور می شوند و رحلت خود را زمان آزاد شدن از گرفتاری های دنیا و درد و رنج و غم و اندوه آن تلقّی می کنند.

دیگر اینکه عظمت عبادات و میزان اعمال حسنه آن ها فوق محاسبه عادی است و تمام لحظات عمر آن ها با ذکرالله و اعمال حسنه، بالخصوص کمک به نیازمندان سپری می شود.

لذا شخص سؤال کننده از گریه امام –  علیه السلام – تعجب می‌کند و از او سؤال می‌کند که شما با آن موقعیت عبادی و اخلاص به پروردگار عالمیان و کمالات و فضائلی که رسول خدا – صلّی الله علیه و آله و سلّم – درباره تو فرموده آیا نگران چیزی هستی (قریب به این الفاظ) و در سؤال خود متذکر بعضی از فضائل و رفتارهای عظیم آن حضرت می شود مثل بیست بار پیاده به حج رفتن و سه بار تقسیم اموال خود و بخشیدن نصف آن به فقرا و نیازمندان.

امام – علیه السلام – در جواب سؤال او اشاره ای می کند به دو موضوع! یکی عظمت حادثه قیامت که فوق تصور عادی انسان‌ها است.

دیگر جدا شدن از دوستان که اُنسی در زندگی دنیا با آنها پیدا شده بود.

عظمت و سنگینی حادثه قیامت در نظر پیامبران و امامان معصوم و ملائکه مقرّب – سلام الله علیهم اجمعین – بصورتی تجلّی می یابد که برای انسانهای دیگر قابل ادراک نیست و برعکس تصور عامّه، صاحبان ادراکات فوق عادی و کسانیکه روح شریف آنها به هیچ گناهی آلوده نشده آن عظمت را ادراک می کنند.

ترس شدید پیامبران و امامان و صاحبان مقام عصمت – علیهم‌السلام – از قیامت، در حالیکه آنها در تمام عمر خود حتی یک گناه کوچک انجام نداده اند، احتیاج به توضیح و تحلیل دارد. ترس از قیامت اختصاص به موضوع مجازات اعمال ندارد و آن حالت و در اصل ترس از عظمت پروردگار عالمیان به میزان احساس عظمت از او ارتباط دارد. آن نوع ترس یعنی ترس از مقام پروردگار عالمیان حالتی باشکوه و دلنشین و بسیار لذتبخش است و مراتب برتر آن اختصاص به صاحبان مقام عصمت دارد و انسان‌های عادی و صاحبان ادراک سطحی از آن حالت بی نصیب یا کم بهره هستند.

کلام ایام - 18، طلوع و انتشار نور قدسی
بخوانید

ترس از خدا مثل ترس از یک شئ خطرناک و خوفناک نیست که امکان دارد به انسان آسیبی بزند! بلکه ترس از عظمت و قدرت و عدالت او است که از تمام  اعمال بندگان خبر دارد و بطور دائم آنها را تحت نظارت خود دارد و از کوچکترین ظلم انسان ها به دیگران صرف نظر نخواهد کرد.

ترس از خدا مانع ظلم انسانها به دیگران و به خودشان و ظلم به موجودات دیگر مثل حیوانات می شود و ترس حقیقی و کامل از خدا مانع ارتکاب گناهان و اعمال خلاف و بطالت در زندگی و احساس پوچی ها و بی هدفی ها می شود.

ترس از خدا سبب اعمال خیر و انجام عبادات و خودداری از گناهان و ظلم به دیگران – همانطور که گفته شد – و سرانجام ورود به بهشت و سعادت ابدی می شود. همچنانکه خدای سبحان فرمود:

«وَأَمَّا مَنْ خَافَ مَقَامَ رَبِّهِ وَنَهَى النَّفْسَ عَنِ الْهَوَى– فَإِنَّ الْجَنَّةَ هِي الْمَأْوَى»  (النازعات/ ۴۰ – ۴۱ ) یعنی: و اما کسی که از مقام پروردگارش ترسید و نفس خود را از هوس بازداشت، همانا بهشت جایگاه او خواهد بود.

همچنین فرمود:

«وَلِمَنْ خَافَ مَقَامَ رَبِّهِ جَنَّتَانِ»(الرحمن/۴۶) یعنی: و برای کسی که از مقام پروردگارش ترسید دوتا باغ بهشتی خواهد بود.

علامه طباطبائی – رضوان الله تعالی علیه –  در تفسیر آیه کریمه اخیر – آیه ۴۶ از سوره الرحمن – در معنای کلمه «مقام» در این آیه و معنای مراد از آن در این آیه و همچنین معنی ترس، بحث مستدلی آورده است که خلاصه ای از آن را ذیلاً می‌آوریم:

کلمه «مقام» مصدر میمی و به معنای قیام است مراد از آن احاطه پروردگار عالمیان و علم او به بنده ها و اعمال آن ها و ضبط و حفظ و جزاء او به آنها است. و ممکن است کلمه «مقام» اسم مکان باشد و بمعنی مقام بنده برای خدا و مراد از آن مقامی است که او برای بنده اش دارد و او ربّ بنده ها است که امور او را تدبیر می‌کند و از جمله تدابیر او این است که بنده را به لسان رسولانش به ایمان و عمل صالح دعوت می‌کند و قضاء رانده است که به بنده خود جهت اعمال خیر و شرّ او جزاء دهد و او محیط بر بنده خود و با او و کنار اوست و شنوا است به آنچه او می‌گوید و بینا است به آنچه عمل می کند و لطیف و خبیر است.

و خوف از الله – تعالی – گاهی خوف از مجازات اوست بر کفر و معصیّت و لازمه آن ترس بنده از او بجهت خلاص شدن از مجازات او می باشد و نه بطور خالص برای او و آن عبادت بردگان است که موالی خود را عبادت می کنند بجهت ترس از مجازات. همچنانکه بعضی او را جهت پاداش و طمع به ثواب او عبادت می کنند تا رستگار شوند با رسیدن به خواسته های خود و نه بخاطر وجه کریم پروردگارشان و بطور خالص جهت رضایت او. این عبادت نوع دوم، از نوع رفتاری است که تاجران دارند.

خوف مذکور در آیه «وَ لِمَنْ خافَ مَقامَ رَبِّهِ» غیر از این نوع خوف است، چون این خوف از عقاب و مجازات است اما آن خوف از قیام خدای تعالی بر بنده و اعمال اوست یا خوف از مقام خدای تعالی است نسبت به بنده اش و آن تأثّر خاصی است از بنده که چیزی جز کوچکی و حقارت در مقابل عظمت و کبریای پروردگارش و ظهور اثر مذلّت و حقارت مقابل عزت و جبروت مطلق او ندارد.

عبادت خدای تعالی از خوف او با در نظر گرفتن این معنا از خوف، خضوعی است در مقابل او از آن جهت که او الله است، ذوالجلال و الاکرام، نه بخاطر ترس از مجازات او و طمع در پاداش و ثواب او بلکه در آن اخلاص عمل برای وجه کریم اوست – سبحانه و تعالی – و این معنی از خوف همان است که خدای تعالی ملائکه مکرّم خود را با آن ستوده است که معصوم و ایمن از عذاب مخالفت و نتایج معصیت هستند. خدای تعالی می فرماید:

«يخَافُونَ رَبَّهُمْ مِنْ فَوْقِهِمْ» (النحل/۵۰) یعنی: از پروردگارشان که فوق آنها [و حاکم بر آن ها است] می ترسند.(۴)

دوم: امام حسن –علیه السلام- بعد از اشاره ای به موضوع جدائی از برادر محبوب خود حجت خدای سبحان حضرت امام حسین – علیه السلام- و افراد خاندان و دوستان و حزن ناشی از آن جدائی ، اشاره به موضوع عظیم دیگری کرد و آن لحوق به پروردگار عالمیان و ملاقات با او  بود. و فرمود:

« ولاحق بربی» یعنی من ملحق می شوم به پروردگارم. در آیات قرآن مجید از حادثه رحلت انسان از دنیا و همچنین از واقعه قیامت با عبارت «لقاءالله» نام برده شده بطوریکه می فرماید:

« ثُمَّ آتَينَا مُوسَى الْكِتَابَ تَمَامًا عَلَى الَّذِي أَحْسَنَ وَتَفْصِيلًا لِكُلِّ شَيءٍ وَهُدًى وَرَحْمَةً لَعَلَّهُمْ بِلِقَاءِ رَبِّهِمْ يؤْمِنُونَ »(الأنعام/۱۵۴) یعنی : سپس به موسی کتاب [تورات] را دادیم بصورت تمام و کامل برکسانیکه اهل احسان [ و نیکوکاری باشند]و تفصیلی بر همه چیز و هدایتی و رحمتی ، باشد که آنها به ملاقات پروردگارشان ایمان بیاورند.

و فرمود :

«وَالَّذِينَ كَذَّبُوا بِآياتِنَا وَلِقَاءِ الْآخِرَةِ حَبِطَتْ أَعْمَالُهُمْ هَلْ يجْزَوْنَ إِلَّا مَا كَانُوا يعْمَلُونَ»(الأعراف/۱۴۷) یعنی : کسانیکه آیات ما و ملاقات (دیدار) آخرت را تکذیب کردند اعمالشان تباه شده است ، آیا جز به آنچه عملی  می کردند ، جزاء داده می شوند .

و فرمود:

«مَنْ كَانَ يرْجُو لِقَاءَ اللَّهِ فَإِنَّ أَجَلَ اللَّهِ لَآتٍ وَهُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ»(العنکبوت/۵) یعنی : کسی که به ملاقات [و دیدار] خدا امید دارد [توجه کند به اینکه] اجل [ معین شده از طرف ] خدا آمدنی است و او شنوا و دانا است .

منظور از ملاقات با خدا قرار گرفتن بنده در مقامی است که بین او و پروردگارش حجابی نباشد و همچنانکه آن، شأن روز قیامت است که ظرف ظهور حقایق است.(۴)

در عالم  دنیا محدودیت ادراکات انسان و آثار اعمال او و عوامل دیگری بین انسان و پروردگارش حجابهائی قرار می دهد و انسان از پروردگارش در محجوبیتی قرار می گیرد و آن حجابها مانعی بین انسان و تجلیات اسماء و صفات ذات قدوس الله به وجود می آورد. اما در روز قیامت و قبل از آن- در مرتبه ای- در لحظه مرگ انسان قیامت فردی او برپا می شود – که همان قیامت صغری است- آن حجابها کنار می رود و صفات و افعال پروردگار عالمیان تجلی آشکار تری برای او خواهد داشت.

در هر حال انسان اگر اهل ایمان باشد در دو مرحله نسبت به پروردگارش تقرب بیشتری پیدا خواهد کرد ، یکی در وقت رحلت او یعنی انتقال او از دنیا که «قیامت صغری» نامیده می شود و دیگری در روز «قیامت کبری» و زمان تحول عظیم عالم آفرینش و تبدیل نظام دنیا به آخرت و ظهور حقایق . البته حجابهائی که بین انسانهای عادی و پروردگار عالمیان وجود دارد ، درباره ذوات مقدسه صاحبان مقام نبوت و رسالت و امامت و عصمت صدق نمی کند و جلال و کبریا و عظمت آن ذات قدوس برای آن گروه از انسانها دائماً بدون پرده تجلی دارد و امام حسن مجتبی – علیه السلام- هم از صاحبان آن مقامات است . اما در عین حال لقاء الله برای آن ذوات مقدسه جلالت و عظمت و تجلیات خاص دیگری دارد از کلام شریف امام حسن مجتبی با برادر محبوبش حضرت امام حسین – علیهما السلام- برمی آید که حزن شدید آن حضرت در لحظات نزدیک رحلت از دنیا با اشتیاق به ملاقات پروردگارش و توجه بیشتر به آن ملاقات و نزدیک شدن دیدار با گذشتگان خود از اولیاء خاص پروردگار عالمیان یعنی ذوات مقدسه رسول الله – صلی الله علیه و آله و سلم- و پدر بزرگوارش امیرالمؤمنین علی و مادر گرامی خود حضرت صدیقه طاهره فاطمه زهرا – سلام الله علیهم- به آرامش روحی و سرور تبدیل شد.

الیاس کلانتری

۱۴۰۰/۰۶/۲۴

پاورقی ها :

۱ – قابل تذکر است که طبق قرار داد صلح امام حسن – علیه السلام- با معاویه بنا بود بعد از مرگ معاویه حکومت جامعه دینی در اختیار امام حسن – علیه السلام- قرار بگیرد و در صورت رحلت او حکومت در دست امام حسین – علیه السلام- باشد.

۲ – ارشاد شیخ مفید   انتشارات علمیه السلامیه  ج۲ ص۱۲

۳ – همان ، ص۱۳

۴- وبسایت حکمت طریف ، کلام ایام ، شماره۳۷۳

۵ – المیزان فی تفسیر القرآن ، علامه طباطبائی ، عنکبوت آیات ۲-۵

برچسب ها
دکمه بازگشت به بالا
بستن