کلام ایام -۴۷۲، معارف دین توحیدی در سیره و کلام حضرت زینب کبری (سلام الله علیها)

کلیات*

  • آیه مودت در قرآن مجید و کلام نقل شده از رسول الله ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ درباره آن.
  • موقعیت محبّان «آل محمد» ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ در لحظه رحلت از دنیا و در فضای حیات برزخی و در قیامت و در بهشت.
  • موقعیت کلمه «ایمان» در قرآن مجید.
  • تفاوت بین «عقیده» و «ایمان»
  • کلامی از امیرالمؤمنین ـ علیه السلام – درباره معنی ایمان و موقعیت «ایمان» و «عمل صالح» در قرآن مجید.
  • «ملک الموت» و دو فرشته مأمور امتحان انسان در عالم قبر (برزخ) بنامهای «منکر» و «نکیر»
  • یکی از تحولات و حوادث بسیار عظیم در عالم، جدا شدن روح انسانها از بدن دنیوی و خاکی آنها است.
  • ملک الموت (عزرائیل) در زمان قبض و دریافت روح شخص دوستدار «آل محمد» ـ صلی الله علیه و آله وسلم ـ به او بشارت بهشت می دهد.
  • بشارت دو فرشته مأمور امتحان (منکر و نکیر) به دوستداران آل محمد ( صلی الله علیه و آله وسلم )
  • امتحان برزخی از نوع امتحانات متداول در دنیا نیست.
  • سؤال و جواب و امتحان برزخی لازم نیست با الفاظ قراردادی دنیوی باشد.
  • در امتحان برزخی حقیقت باطن انسان و نتایج اعمال دنیوی او آشکار خواهد شد.
  • چه کسانی خواهند توانست به سؤالات آن دو فرشته مأمور به امتحان پاسخ صحیح بدهند؟
  • منظور از «قبر» انسان در معارف دینی چیست؟
  • اوصاف ذکر شده در آیات قرآن و احادیث معلمان آسمانی برای قبر با اوصاف این گودال خاکی محل دفن بدن انسان سازگار نیست.
  • کلامی از رسول خدا ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ درباره حقیقت قبر.
  • کلامی از امام سیدالساجدین ـ علیه السلام ـ درباره قبر.
  • نظر علامه طباطبائی درباره حیات برزخی و عالم قبر.
  • انسان بیش از یک قبر دارد، یکی برای بدن و جسم او و دیگری برای زندگی در برزخ.
  • کلام قبر به انسانها در هر روز.
  • چرا به قبر «مرقد» گفته شده و منظور از آن در آیه ۵۲ سوره یس چیست؟
  • کلامی از رسول خدا ـ صلی الله علیه و آله وسلم ـ درباره حیات برزخی.

بسم الله الرحمن الرحیم

در کلام -۳۱۴ حدیثی را از حضرت زینب –سلام الله علیها- درباره محبت به اهل بیت رسول خدا –صلی الله علیه و آله و سلم –همراه با شرحی فشرده نقل کردیم و عرض شد که آن حدیث نورانی را حضرت زینب از مادر گرامی خود حضرت صدیقه طاهره ، فاطمه زهرا –سلام الله علیهما- نقل کرده است. و گفته شد که این عبارت بخشی از روایت نقل شده از وجود مبارک رسول الله –صلی الله علیه و آله و سلم- است که در بعضی منابع تفسیری در تفسیر «آیه مودت» یعنی آیه کریمه ذیل نقل شده است.

«ذَلِكَ الَّذِي يبَشِّرُ اللَّهُ عِبَادَهُ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ قُلْ لَا أَسْأَلُكُمْ عَلَيهِ أَجْرًا إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبَى وَمَنْ يقْتَرِفْ حَسَنَةً نَزِدْ لَهُ فِيهَا حُسْنًا إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ شَكُورٌ»(شوري/۲۳) در کلام شماره -۴۷۰، صورت کامل این روایت با ترجمه نوشته شد و عبارت دیگری از آن مورد شرح و تحلیل قرار گرفت و در این نوشتار سعی می کنیم بقیه عبارات این کلام شریف را بصورت خیلی فشرده مورد بحث و توضیح قرار دهیم و مجموعاً در این مقاله و یا نهایتاً در بخش بعدی بحث درباره آن را به پایان برسانیم و در مقالات بعدی رفتار ها و سخنان دیگر حضرت زینب کبری –علیها السلام- را ذکر کنیم .

«أَلَا وَ مَنْ مَاتَ عَلَى حُبِّ آلِ مُحَمَّدٍ مَاتَ مُؤْمِناً مُسْتَكْمِلَ الْإِيمَانِ» یعنی: آگاه باشید و کسی که با محبت آل محمد – صلی الله علیه و آله و سلم- از دنیا برود مؤمن و با ایمان کامل از دنیا رفته است.

درباره کلمه «ایمان» و مراد از آن در آیات قرآن مجید در بعضی از مقالات قبلی توضیحاتی ذکر شد و تفاوت معنی آن با «عقیده» و «باور» و امثال آنها مورد بحث قرار گرفت. در این نوشتار و به مناسبت ذکر آن در این کلام شریف توضیح دیگری برای آن می آوریم.

کلمه «ایمان » و مشتقات آن و آنچه بطور کلی به آن ارتباط دارد ، کلماتی مثل : آمن ، آمنوا ، یؤمنون، مؤمنون، یؤمنوا، آمنا و امثال آنها بیش از ۸۰۰ بار در آیات قرآن ذکر شده است ! و این حاکی است از عظمت و رفعت موقعیت آن و اهمیت فوق عادی آن در زندگی انسانها.

  در بعضی از مقالات قبلی (۱) با استناد به آیاتی از قرآن مجید و کلامی از رسول خدا – صلی الله علیه و آله و سلم- و از امیرالمؤمنین –علیه السلام- گفته شد که «ایمان» معنای دیگری دارد غیر از عقیده یا علاوه بر آن ، و بلکه عقیده مقدمه آن و یا بخشی از آن است . کلام مورد نظر را مجدداًذکر می کنیم :

« الْإِيمَانُ مَعْرِفَةٌ بِالْقَلْبِ، وَ إِقْرَارٌ بِاللِّسَانِ، وَ عَمَلٌ بِالْأَرْكَانِ»(۲) یعنی : ایمان معرفت قلبی (عقیده) و اقرار به زبان و عمل با ارکان (اعضای بدن)

در آیاتی از قرآن مجید «ایمان» و «عمل صالح» دو عامل اصلی نجات انسان از سقوط در جهنم و عذابهای آن و ورود در بهشت معرفی شده است از جمله:

  • «إِنَّ هَذَا الْقُرْآنَ يهْدِي لِلَّتِي هِي أَقْوَمُ وَيبَشِّرُ الْمُؤْمِنِينَ الَّذِينَ يعْمَلُونَ الصَّالِحَاتِ أَنَّ لَهُمْ أَجْرًا كَبِيرًا»(الإسراء/۹) یعنی : این قرآن بطور قطع هدایت می کند به راهی که پایدارتر [و عهده دار کامل نیاز های انسان] است و بشارت می دهد اهل ایمان را که اعمال صالح انجام می دهند به پاداشی عظیم.

در این آیه کریمه مراد از «اجر کبیر» قطعاً بهشت و نعمت های آن است چون متاع زندگی دنیا و هم دارائی های مربوط به آن در عرف قرآن مجید اجر کبیر محسوب نمی شود .

  • «وَالَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ أُولَئِكَ أَصْحَابُ الْجَنَّةِ هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ» (البقرة/۸۲) یعنی : کسانیکه ایمان آوردند و اعمال صالح انجام دادند ، آنها ملازمان بهشت و بطور دائم در آنجا خواهند بود .
  • «وَالَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ سَنُدْخِلُهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا أَبَدًا لَهُمْ فِيهَا أَزْوَاجٌ مُطَهَّرَةٌ وَنُدْخِلُهُمْ ظِلًّا ظَلِيلًا» (النساء/۵۷)یعنی : و کسانیکه ایمان آوردند و اعمال صالح انجام دادند ، بزودی آنها را وارد می کنیم در باغهای بهشتی که نهر ها در آن جریان دارد و برای آنها خواهد بود همسرانی پاکیزه و آنها را وارد می کنیم در عیش و آسایش وسیع و پایدار.
  • «الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ طُوبَى لَهُمْ وَحُسْنُ مَآبٍ»(الرعد/۲۹) یعنی : کسانیکه ایمان آوردند و اعمال شایسته انجام دادند، زندگی دلنشین و پاکیزه و سرانجامی خوش برای آنها خواهد بود.
  • « وَالَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَنُبَوِّئَنَّهُمْ مِنَ الْجَنَّةِ غُرَفًا تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا نِعْمَ أَجْرُ الْعَامِلِينَ»(العنکبوت/۵۸) یعنی : و کسانیکه ایمان آوردند و اعمال شایسته انجام دادند ، حتماً آنها را در غرفه هائی از بهشت جای می دهیم که در فضای آنها نهرها جریان دارد و آنها همیشه در آنجا سکونت خواهند داشت و چه نیکو است پاداش اهل عمل .

آیات فراوان دیگری در این زمینه در قرآن مجید وجود دارد و این چند آیه بعنوان نمونه ذکر شد . و در این نوشتار به ذکر چند آیه اکتفاء می کنیم و بحث تفصیلی در مورد «ایمان» را به مقالات « آموزشهای آسمانی» موکول می کنیم که ان شاء الله در آینده ای نزدیک منتشر خواهد شد.

« أَلَا وَ مَنْ مَاتَ عَلَى حُبِّ آلِ مُحَمَّدٍ بَشَّرَهُ مَلَكُ الْمَوْتِ بِالْجَنَّةِ ثُمَّ مُنْكَرٌ وَ نَكِيرٌ»یعنی : و آگاه باشید کسی که با محبت آل محمد [صلی الله علیه و آله و سلم] از دنیا برود،فرشته موت (قبض کننده روح) او را به بهشت بشارت خواهد داد سپس مُنکَر و نکیر ( دو فرشته مأمور امتحان و سؤال و جواب برزخی)

یعنی : فرشته قبض روح در لحظه دریافت روح آن شخص بشارت بهشت به او خواهد داد و بعد از آن دو فرشته ای که مأمور سؤال از شخص رحلت کرده و دریافت جواب هستند و او را مورد امتحان برزخی قرار می دهند و در پایان امتحان به او بشارت بهشت خواهند داد.

در آموزشهای دینی عقیده بر این است که فرشته ای بزرگ و قدرتمند روح انسانها را در لحظه رحلت آنها از بدنشان جدا می کند و انسان در آن لحظه بسوی پروردگار عالمیان بر می گردد. آن فرشته در احادیث دینی بنام «عزرائیل» شناخته می شود که یک کلمه عبری است و در قرآن مجید به او «مَلَک الموت» گفته شده (سوره سجده آیه ۱۱) و کلمه «عزرائیل» در قرآن به کار نرفته است .

عزرائیل یکی از چهار ملک بسیار بزرگ و قدرتمند است که آنها فرمانروای همه ملائکه عالم هستند! و عبارتند از جبرئیل و میکائیل و اسرافیل و عزرائیل ! و ملائکه بی شماری در عالم تحت نظر و قدرت آن چهار مَلَک مقرب به عبادت خدای سبحان و انجام وظایف محول شده به آنها و اجرای اراده ها و اوامر و نواهی او – سبحانه و تعالی – اشتغال دارند.

یکی از تحولات بسیار عظیم  در عالم، جدا شدن روح انسانها از بدن دنیوی و خاکی و برگشت آن به عالم فوق دنیا است و به این حادثه در عرف آموزشهای دینی «موت» گفته می شود . و این تحول به طور مستمر در فضای حیات انسان برقرار است و در حادثه ای بنام «قیامت» یک مرتبه شامل همه انسانهای در حال حیات دنیوی خواهد شد.

کلام ایام - 367، عاشورا و تکریم نهضت پیامبران
بخوانید

در این کلام نورانی محل بحث،  و نقل شده از وجود مبارک پیامبر خدا – صلی الله علیه و آله و سلم- اشاره شده است به اینکه «مَلَک الموت» در لحظه قبض روح انسانی که با محبت آل محمد – صلی الله علیه و آله و سلم- همراه و ملازم بوده ، به او بشارت ورود به بهشت را خواهد داد .

در این کلام شریف بعد از موضوع «مَلَک الموت» و بشارت او به شخص محب آل محمد – صلی الله علیه و آله و سلم- درباره بهشت، ذکری از دوتا ملک دیگر به عمل آمده و اسم آن دو ملک «مُنکَر» و «نکیر» است.(۳)

در معارف دین آسمانی عقیده بر این است که آن دو فرشته (مَلَک) مأمور امتحان انسانها در قبور آنها هستند و وقتی انسان وارد عالم قبر شد، آن دو وارد قبر او می شوند و او را مورد امتحان قرار می دهند و از عقاید و اعمال و رفتارهای او سؤال می کنند و اگر او سؤالات آنها را به طور حقیقی و درست جواب داد آنها فضای قبر او را متصل می کنند به یکی از باغهای بهشتی و او تا روز قیامت در آن فضای بهشتی -یعنی بهشت برزخی – زندگی خواهد کرد و از نعمت های بهشتی بهره مند خواهد شد .

اما اگر شخصی که از دنیا رفته انسان متدین حقیقی و اهل اعمال صالح نبود و گناهانی را مرتکب شده بود که برای او فساد روح را به دنبال داشته ، فضای قبر او پر از آتش خواهد شد و به گودالی از گودال های جهنم تبدیل خواهد شد و او در آن آتش و عذاب تا روز قیامت محبوس خواهد بود و روز قیامت محل زندگی اخروی او معین خواهد شد.

قابل تذکر است که نباید تصور شود که آن سؤال ها و جواب ها بصورت الفاظ یعنی سوال و جواب لفظی و بصورت متداول در عالم دنیا خواهد بود! و همچنین لازم به تذکر است که آن امتحان از نوع امتحانات متداول در دنیا نخواهد بود . بلکه در آن امتحان، حقیقت باطن انسان و نتایج اعمال دنیوی او آشکار خواهد شد. یعنی اگر انسان در عالم دنیا موحد و دیندار حقیقی و مطیع اوامر و نواهی پروردگار عالمیان و پیامبران او بود ، در آن امتحان شخصیت حقیقی او و نتایج اعمال او ظهور خواهد کرد و خواهد توانست سؤالات آن دو فرشته را بطور صحیح پاسخ دهد و اما اگر او مرتکب گناهان زیادی شده بود و توبه هم نکرده بود و بطور کلی روح او در اثر عدم ایمان و ارتکاب گناهان فاسد شده بود ، نخواهد توانست سؤالات را جواب دهد و بطور کلی در آن امتحان مردود خواهد شد .و در آن صورت قبر او به جهنم برزخی متصل خواهد شد و به صورت گودالی از جهنم و آتش آن درخواهد آمد .

نکته بسیار مهم دیگر اینکه منظور از کلمه «قبر» در موضوع رحلت انسان و قرار دادن بدن او زیر خاک و به اصطلاح «خاکسپاری» و ادامه حیات تا روز قیامت و تبدیل یا اتصال آن به یکی از باغهای بهشتی و یا یکی از گودال های جهنم ، این گودال خاکی شناخته شده در عرف انسانها نیست . اگرچه اسم این گودال که بدن انسان را در آن قرار می دهند هم ، «قبر» است . یعنی در حقیقت انسان بیش از یک قبر دارد . و یعنی هم به این گودال خاکی قبر گفته می شود که بدن انسان را بعد از رحلت در  آن قرار می دهند و هم ، به فضایی که روح انسان و به بیان صحیح تر مجموع وجود حقیقی انسان یعنی روح او با بدن برزخی و اخروی تا روز قیامت در آن استقرار خواهد داشت ، قبر گفته می شود ! اگرچه این کلمه یعنی کلمه قبر عمدتاً در همان معنای اولی مشهور شده است .

این حقیقت اگرچه در بعضی از احادیث نقل شده از وجود مبارک رسول الله ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ و ائمه معصومین ـ علیهم السلام ـ ذکر شده، اما مورد توجه زیادی قرار نگرفته است. در منابع حدیثی شیعی از وجود مبارک امام سیدالساجدین ـ علیه السلام ـ نقل شده است که فرمود:

« اِنَّ القَبرَ رَوضَةٌ مِن رِیاضِ الجَنَّةِ اَو حُفرَةٌ مِن حُفَرِ النّیرانِ» (۴) یعنی: قبر در حقیقت باغی از باغهای بهشت یا گودالی از گودالهای جهنم خواهد بود.

این حدیث در منابع حدیثی اهل سنت هم از وجود مبارک رسول اکرم ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ نقل شده است.

در منابع حدیثی شیعه در احادیث دیگری این توصیف درباره قبر ذکر شده، بعنوان نمونه:

«عَنْ أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ قَالَ: إِنَّ لِلْقَبْرِ كَلاَماً فِي كُلِّ يَوْمٍ يَقُولُ … أَنَا اَلْقَبْرُ أَنَا رَوْضَةٌ مِنْ رِيَاضِ اَلْجَنَّةِ أَوْ حُفْرَةٌ مِنْ حُفَرِ اَلنَّارِ» (۵) یعنی: قبر کلامی دارد که هر روز می گوید… من قبر هستم، من باغی از باغهای بهشت هستم یا گودالی از گودالهای آتش [جهنم].

بطور کلی اوصافی که در منابع حدیثی درباره «قبر» گفته شده از جمله وسعت عظیم آن برای مؤمنان و تنگی شدید آن برای کافران و گناهکاران، و حیات انسان در قبر، با این گودال خاکی مشهور سازگار نیست (۶) و مهم تر اینکه در آیات قرآن مجید به وضعیت انسان در قبر به «رقد» و به خود قبر «مرقد» گفته شده است. بطوریکه خدای سبحان می فرماید:

« وَنُفِخَ فِي الصُّورِ فَإِذَا هُمْ مِنَ الْأَجْدَاثِ إِلَىٰ رَبِّهِمْ يَنْسِلُونَ ـ قَالُوا يَا وَيْلَنَا مَنْ بَعَثَنَا مِنْ مَرْقَدِنَا هَٰذَا مَا وَعَدَ الرَّحْمَٰنُ وَصَدَقَ الْمُرْسَلُونَ » (یس/ ۵۱ ـ ۵۲) یعنی: و در صور دمیده می شود پس ناگهان آنها به سرعت از قبر بسوی پروردگارشان خارج می شوند. می گویند: وای برما چه کسی ما را ازخوابگاهمان برانگیخت؟ این همان چیزی است که خدای رحمان وعده داده بود. و راست گفتند رسولان.

 قابل توجه است که در آیه اولی (۵۱) از «قبرها» با کلمه «اجداث» (جمع جدث) نام برده شده و در آیه دوم (۵۲) به همان قبرها «مرقد» گفته شده، یعنی محل خواب! طبعاَ انسان در قبر به معنی عرفی در حالت خواب نیست! یعنی حیاتی ندارد که به آن خواب گفته شود و بلکه بدن او هم می پوسد و تبدیل به خاک می شود. اما به کار بردن این کلمه یعنی «مرقد» برای خوابیدن انسان در حیات برزخی صحیح است و البته مراد از آن هم خواب به معنی عرفی دنیوی نیست و بلکه منظور از آن نوعی حیات است که نسبت به قیامت به آن خواب گفته می شود. همچنانکه به زندگی دنیوی در مقابل «موت» و حیات برزخی هم خواب گفته شده. بطوریکه رسول خدا ـ صلی الله علیه و آله وسلم ـ فرمود:

« اَلنّاسُ نيامٌ فَاِذا ماتُوا انْتَبَهوا » یعنی: انسانها در حال خواب هستند، زمانی که مردند بیدار می شوند. قطعاَ در این کلام شریف خواب به معنی عرفی مراد نیست که انسان در رختخواب قرار می گیرد و می خوابد و چند ساعت بعد بیدار می شود. بلکه زندگی دنیوی نسبت به حادثه موت و حیات برزخی «نوم» یعنی خواب نامیده شده است.

این موضوع یعنی عنوان «عالم قبر» به حیات برزخی در گفته ها و نوشته های بعضی از مفسران قرآن مجید و فلاسفه و متکلمین (دانشمندان علم عقاید دینی) هم مورد توجه قرار گرفته است، از جمله علامه طباطبائی مفسر مشهور قرآن مجید در تفسیر آیه ۱۵۴ از سوره مبارکه بقره، در تفسیر المیزان آورده است:

« أن الآیه داله على الحیاه البرزخیه، وهی المسماه بعالم القبر، عالم متوسط بین الموت والقیامه، ینعم فیه المیت أو یعذب حتى تقوم القیامه » (۷) یعنی: آیه [مورد بحث] دلالت دارد بر زندگی برزخی که آن، عالم قبر نامیده شده، عالمی است متوسط بین موت (مرگ) و قیامت، که انسانِ از دنیا رفته در آن یا از نعمت ها بهره مند است و یا عذاب می شود تا اینکه قیامت برپا شود.

موضوع عالم قبر و معنی اصلی و حقیقی آن و موضوع حیات برزخی از مباحث اصلی این نوشتار و این مقالات نبود. اما بجهت اینکه ذکری از دو فرشته مأمور به امتحان انسان در عالم برزخ
(عالم قبر) در این حدیث شریف به میان آمده، لازم بود توضیحات فوق درباره آن دو مَلَک و امتحان انسان توسط آنها و حیات برزخی ذکر شود و در این نوشتار به همین توضیحات اکتفاء می کنیم و بخواست خدای سبحان در فرصت مناسب دیگری درباره این موضوع بسیار مهم عقیدتی و علمی، وارد بحث تفصیلی خواهیم شد، ان شاء الله تعالی.

الیاس کلانتری

۱۴۰۰/۱۰/۱۳

 

پاورقی ها:

۱ – وبسایت حکمت طریف ، بخش کلام ایام مقالات ذیل:

      کلام ایام – ۷۸، ولادت امام رضا علیه السلام ، بخش اول و شماره بعدی بخش دوم

۲ – نهج البلاغه ، بخش حکمتها ، شماره -۲۲۷

۳ – صحیفه سجادیه ، دعای سوم

۴ ـ همان

۵ ـ فروع کافی، شیخ کلینی، دارالکتب الاسلامیه، ج ۳، ص ۲۴۲

۶ ـ علاقه مندان به این موضوع می توانند به منابع حدیثی از جمله کتاب «فروع کافی» ج ۳ و کتاب «بحارالانوار» ج ۶ و ۷ و ۸ مراجعه کنند.

۷ ـ المیزان فی تفسیر القرآن، علامه طباطبائی، چاپ دارالکتب الاسلامیه، ج ۱، ص ۳۵۳

برچسب ها
دکمه بازگشت به بالا
بستن