کلام ایام – ۱۵۲، امیرالمؤمنین علی – علیه السلام – شهید تأویل قرآن کریم

0.446982001282938019_full-999بخش چهارم

۳-طبق مدلول آیه مورد بحث – آیه هفتم سوره آل عمران – علم تأویل قرآن اختصاص به خداوند، یا اختصاص به خداوند و راسخان در علم دارد!!! و دیگران آن علم را ندارند. اگر حرف «واو» در آیه کریمه در عبارت:

«مَا يَعْلَمُ تَأْوِيلَهُ إِلاَّ اللَّهُ وَ الرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ» استینافی باشد – که ظاهراً هم همین طور است – معنای آیه همان خواهد بود که گفته شد، یعنی علم به تأویل قرآن اختصاص به «الله» دارد. اما همان طور که قبلاً ذکر شد، بنا بر روایات متعددی که از رسول خدا – صلّی الله علیه و آله و سلّم – و ائمّه معصومین – علیهم السلام – رسیده، بطور قطع راسخان در علم مورد نظر که عبارتند از ذوات مقدسه معصومین – علیهم السلام – علم به «تأویل قرآن» دارند، با این توضیح که علم خداوند به تأویل قرآن ذاتی است ولی علم آن ذوات مقدسه یعنی راسخان در علم از نوع دیگری است و آن علم از ناحیه تعلیم خداوند حاصل شده است.

در هر صورت وقتی گفته شده که تأویل قرآن اختصاص به ذات قدوس الله دارد و نوعی از آن یا مرتبه ای از آن هم از ناحیه تعلیم الله به راسخان در علم اختصاص یافته، و دیگران فاقد آن ظرفیت و آن قدرت هستند که علم به تأویل را تحمل کنند. یعنی اینکه تأویل قرآن دارای عظمتی بی انتها است و این عظمت فقط در وسع قدرت بی پایان خداوند قرار دارد – عزّوجلّ –، و مخلوقات خداوند هر چند دارای موقعیت متعالی ممتازی هم باشند تحمل آن علم یعنی تأویل قرآن را – حداقل تا وقتی در عالم دنیا قرار دارند – پیدا نخواهند کرد. یعنی حتی نوع خاصی از علم به تأویل قرآن را که از تعلیم خداوند حاصل می شود، غیر از راسخان در علم تحمل نمی کنند، آنان که دارای «علم لدنی» و «قدرت لدنی» هستند!!!

با این توضیح روشن می شود که تأویل قرآن عظمتی دارد فوق حد تصور و ادراکات عادی انسانی و علم به آن فوق حد تحمل انسان ها است و حتی نوع تعلیمی آن از ناحیه خداوند هم احتیاج به ظرفیت روحی عظیم راسخان در علم دارد.

پس بنابراین انسان ها لازم است توجهات و قوای روحی و فرصت عمر و بطور کلی استعدادهای خود را محدود به متاع ناچیز و حقیر زندگی دنیوی نکنند بلکه سراغ آن عظمت های بی پایان مستقر در عالم فوق دنیا را بگیرند و راهی بسوی آن ها پیدا کنند، و اگر آن ها قدم هائی در این راه بردارند، الطاف خداوند و رحمت بی پایان او و مقتضیات ربوبیّتش بر عالمیان، به کمک آن ها خواهد آمد و دست آن ها را خواهد گرفت.

حاصل بحث اینکه: پروردگار عالمیان اشیاء و حقایقی را در عالم فوق دنیا آفریده است که دارای عظمتی فوق ادراک عادی انسانی می باشند و قدرت ادراکی عادی انسانی از درک آن عظمت ها ناتوان است.

اما خداوند به اقتضای ربوبیتش بر عالمیان و الطاف و عنایات خاص خودش بر انسان ها «تنزیلی» از آن حقایق را بصورت کلام و سخن ـ و به صورت دیگری که توضیح آن بعداً خواهد آمد ـ برای انسان ها فرستاده است. تا انسان ها از ناحیه آشنائی با صورت تنزیلی آن حقایق نسبت به آنها تمایل یا تمایل شدید و یا اشتیاق پیدا کنند و با رهبری پیامبران و امامان معصوم ـ سلام الله علیهم اجمعین و تلاش خود، از عالم دنیا عبور کنند و خود را به مقصد آفرینش و آن  فضای وسیع نورانی و آن لذت های بی پایان برسانند!! علم به تأویل قرآن کریم در شخصیت و اخلاق و ادراکات و قوای روحی وجود مبارک رسول اکرم ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ و ذوات مقدسه معصومین ـ علیهم السلام ـ تأثیرات خاصی ایجاد کرده،و آن رفتارها و خلق عظیم آن ها به آن موقعیت علمی ارتباط دارد. علم به تأویل قرآن یک نوع جاذبه ای در اخلاق و رفتارهای رسول اکرم ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ ایجاد کرده بود که عامل جذب انسان ها بطرف دین خدا و قرآن کریم شد، با وجود اختلاف زیادی که در عقاید و افکار و اعمال آن ها بود گفته شد که آیات قرآن متضمن صورت تنزیلی حقائقی است که در عالم فوق دنیا قرار دارد،البته این صورت تنزیلی هم بسیار زیباست و دارای جاذبه های ـ متفاوت نسبت به سطوح متفاوت ادراکی انسان ها، یعنی جاذبه به همین صورت تنزیلی هم نسبت به انسان در مراتب متعددی ظهور می کند و تأثیر دارد. انسان ها متناسب با قدرت فهم و درک و استعدادهای وجودی و حالات روحی از آن لذت می برند و اثر می پذیرند. بطوریکه عظمتی که انسان ها ی متعالی  ازآیات قرآن احساس می کنند و تأثیری که از آن می پذیرند، در سطحی بسیار بالاتر از سطح انسان های عادی و صورت متعارف آن دارد هرچه ایمان انسان به خداوند و کتاب او بیشتر شود، لذت بیشتری از مصاحبت و مجالست با قرآن خواهد برد و لذتی که وجود مبارک پیامبر اکرم ـ صلّی الله علیه و اله و سلّم ـ و ذوات مقدسه معصومین ـ علیهم السلام ـ از قرآن مجید می بردند و جلالتی که از آن احساس می کردند، قابل توصیف با معیارهای عادی متداول بین انسان ها نیست.آنها می توانستند از ناحیه توجه خاص به آیاتی از قرآن و دریافت قدرت خاصی از آن ها مرده ای را زنده کنند!!! بطوریکه از امام سید العابدین نقل شده است که فرمود:

 «لَوْ مَاتَ مَنْ بَیْنَ الْمَشْرِقِ وَ الْمَغْرِبِ لَمَا اسْتَوْحَشْتُ بَعْدَ أَنْ یَکُونَ الْقُرْآنُ مَعِی…»(۱)یعنی اگر بین مشرق و مغرب همه انسان ها از دنیا رفته باشند[و من تنهای تنهاباشم] اگر قرآن با من باشد من احساس تنهائی و دلتنگی نمی کنم. تأثیر پذیری از قرآن و بهره برداری از حقایق موجود در آن از مراتب اولیه و پائین تر شروع می شود و به تدریج بیشتر و بیشتر می شود و بعداً به مراحل متعالی تر می رسد تا جائی که در سطح و مراتب بالاتر به حدی می رسد که در هر بار توجه به آن تآثیر جدیدی برای او حاصل می شود.بطوریکه امیر المؤمنین علی ـ علیه السلام ـ در یکی از خطبه های خود در توصیف قرآن کریم فرمود:

« وَ مَا جَالَسَ هَذَا القُرآنَ اَحَدٌ اِلّا قَامَ عَنْهُ بِزِیادَة اَو نُقصَانٍ زِیَادَةٍ فى هُدًى اَو نقصانٍ فى عمًى»(۲) یعنی هیچ کس با این قرآن مجالست نکرد، مگر اینکه با زیادت یا نقصانی برخاست. افزایش و زیادت در هدایت یا کاهش از نابینائی، و بدانید برای هیچ کس بعد از [فرا گرفتن و عمل به] قرآن فقری نیست و برای هیچ کس بدون قرآن بی نیازی نخواهد بود خلاصه اینکه قرآن حقیقتی است دارای مراتب متعدد و استفاده از آن از مراتب اولیه شروع می شود و به مراتب متعالی تر می رسد و برترین و متعالی ترین مراتب از حقایق قرآن تأویل آن است. علم به تأویل اختصاص به الله دارد و او این علم را به راسخان در علم که ذوات مقدسه معصومین ـ علیهم السلام ـ هستند تعلیم فرموده است.

کلام ایام - 53، نقش امام غائب در زندگی انسان ها
بخوانید

علم به «تأویل قرآن» ـ بطوریکه به آن اشاره شد ـ منشأ فضائلی هم در بُعد علمی و هم بُعد اخلاقی در آن بزرگواران شده است، و در سخنان و رفتارهای آن ذوات مقدسه جلوه هائی از آن تأثیرات در حد وسع علمی و ادراکی انسان ها آشکار می شود.بروز و ظهور فضائل اخلاقی و علمی بی پایان در وجود آن بزرگواران امواجی  از آن دریاها است.

در قرآن کریم بیش از هر موضوعی، از ذات قدوس«الله» ـ سبحانه و تعالی ـ و صفات و افعال او سخن گفته شده این آیات مشتمل بر بیانی تنزیلی از صفات و افعال ذات مقدسه احدیت است ـ عزوجلّ ـ این صفات و افعال در حد فهم و درک عادی انسان ها، معانی قابل فهمی دارد، اما در ورای این معانی لفظی، معانی باطنی عمیقی قرار دارد،که در حد فهم و وسع علمی انسان های برتر می باشد و این آیات تأویلی دارد که علم به آن مرتبه اختصاص به ذوات مقدسه رهبران آسمانی ، یعنی حضرات معصومین ـ علیهم السلام ـ دارد.

بعد از آیات مربوط به « الله » ـ سبحانه و تعالی ـ و صفات و افعال او مهمترین و اساسی ترین موضوع در قرآن کریم موضوع قیامت و زندگی اخروی و اوصاف بهشت و جهنم و بطور کلی حیات اخروی و حقایق مربوط به آن است. حقیقت بهشت و نعمت های آن وحقیقت جهنم و عذاب های آن و  عظمت حادثه قیامت و حوادث مربوط به زندگی اخروی، با ادراک عادی انسانی، قابل درک نیست  و ما انسان ها نسبت به خود آن حقایق ادراکی مثل ادراک یک کودک خردسال نسبت به معقولات را داریم ـ بطوریکه در مقالات قبلی به عنوان مثال ذکر شد ـ و در آیاتی از قرآن صورت تنزیلی آن حقایق بصورت کلام و سخن ذکر شده است. اما خود آن حقایق نسبت به آیاتی از قرآن در این ـ زمینه صورت تأویل دارد و انسان ها بعد از انتقال از دنیا تأویل یعنی حقیقت خارجی این آیات را مشاهده خواهند کرد. همچنین در قرآن کریم در آیات منعددی در مورد موجوداتی بنام «ملائکه» سخن به میان آمده است، ملائکه موجوداتی فوق مادی هستند و در حال عادی انسا نها قدرت دیدنی آن ها و یا ارتباط مستقیم با آنها را ندارند.گروه هائی از ملائکه عهده دار به جریان انداختن زندگی انسان ها هستند و عهده دار اجرای فرمان های پروردگار در امور زندگی انسان ها و غیر آن.

آیات قرآن در توصیف ملائکه و بیان افعال آن ها هم تأویلی دارد و تأویل آن دسته از آیات قرآن خود ملائکه و پدیده های عالم ملکوت هستند و علم به ملائکه و عالم ملکوت در عالم دنیا در وسع قوای ادراکی ذوات مقدسه معصومین ـ علیهم السلام ـ قرار دارد و آن ها در عالم دنیا هم آن حقایق تأویلی را مشاهده می کنند، و انسان ها ی عادی هم در دنیا می توانند صورت تنزیلی آن حقایق را بفهمند و بعد از انتقال از دنیا و توسعه قوای ادراکی تأویل آن حقایق را مشاهده خواهند کرد. به همین صورت حقایق دیگری در عالم فوق دنیا وجود دارد مثل عرش و کرسی و لوح و قلم و امّ الکتاب که صورت حقیقی و اصلی و اوصاف کامل آن ها فوق حد ادراک عادی انسانی است و آنچه در قرآن کریم از اوصاف آن ها ذکر شده صورت تنزیلی آن حقایق است و حقیقت اصلی و خارجی آن ها که عبارت است از تأویل آیات مربوط به آنها، در عالم بعدی برای انسان ها عادی آشکار خواهد شد و در حال فعلی هم علم به حقیقت آنها برای راسخان در علم امکان پذیر است.سر انجام اینکه: وجود مبارک رسول اکرم ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ در دوره نبوت و رسالت خود از طریق سخنان زیبا و دلنشین و دل انگیز و حکیمانه و رفتارهای کریمانه و محبت آمیز و جاذب و اخلاق لطیف خاص خود، و با تحمل سختی ها و مشکلات عظیم و فعالیت های خستگی ناپذیر، انسان را بسوی آن حقایق و زندگی در بهشت دعوت کرد. روش دعوت آن حضرت توأم با ملایمت ها و ملاطفت ها و محبت به انسان ها، حتی مخالفان و دشمنان بود. تا وقتی که بت پرستان و برده داران و غارتگران اموال و حقوق انسان ها، مخالفت با او را از حد تکذیب زبانی و اذیت و شکنجه پیروانش گذرانده و اقدام به کشتن آن حضرت و پیروانش کردند، و آن بزرگوار پیروانش را، توصیه به خروج از شهر مکه و هجرت کرد و خود او هم سرانجام بعد از هجرت عمده پیروانش از شهر مکه خارج شده و به شهر یثرب هجرت کرد.

جالب توجه است که مخالفان دین خدا حق خروج و هجرت را هم به پیروان دین آسمانی نمی دادند! و کسانی را که دست از زندگی و اموال و خانه های خود کشیده و به شهر دیگری هجرت کرده بودند، تعقیب می کردند و سرانجام با سپاهی مجهز جهت جنگ با پیامبر خدا ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ و پیروانش بطرف شهر یثرب حرکت کردند.

توصیه ها و اقدامات عملی رسول خدا ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ و دعوت به صلح او در آن ها مؤثر واقع نشد و کار به مبارزه با اسلحه و جنگ کشید و اولین جنگ بین کفار و پیامبر خدا و پیروانش به شکست کفار منتهی شد و سرانجام بعد از جنگ های متعدد، و شکست های کفار دین خدا در منطقه ای  از زمین مستقر شد.

این مرحله از دوره نبوت و رسالت رسول اکرم ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ منتهی به برقراری دین توحیدی و قدرت یافتن آن و جریان یافتن اولین مرحله از معارف دینی شد و این فعالیت ها را  وجود مبارک رسول اکرم ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ  جنگ برای تنزیل قرآن نامید.

 الیاس کلانتری

۱۳۹۶/۵/۴

پاورقی ها:

۱ـ اصول کافی ،کتاب فضل القرآن ح۱۳ ( نسخه چاپ انتشارات علمیه اسلامیه ج۴ ص ۴۰۳)

۲ـ نهج البلاغه خطبه ۱۷۶

 

برچسب ها
دکمه بازگشت به بالا
بستن