کلام ایام – ۹۶، عاشورا نهضت پیامبران

9122-300x195عاشورا نهضت پیامبران

بخش اول

مقاومت امام حسین (علیه السلام) و یارانش در مقابل حکومت جباران تبهکار و عدم تسلیم آن ها و حرکت آن کاروان به طرف عراق سرانجام منتهی به یک حادثه ای شد که در تاریخ به «حادثه عاشورا» مشهور شد. حادثه عاشورا عظیم ترین حادثه تاریخ است و دارای جلالتی انحصاری و اختصاصی و موقعیتی بدون شبیه و نظیر. آثار این حادثه و شهرت آن در حصار زمان معین و مکان خاصی محدود نشد و بلکه از جهات مختلفی جنبه جهانی پیدا کرد و تحولی که از ناحیه آن به وجود آمده در طول تاریخ استمرار یافته و در زمان حاضر در حال گسترش شگفت انگیزی است.

تحولاتی که از ناحیه آن حادثه در جوامع مختلف جریان یافته و آثاری که به وجود آمده در مجموع فوق حدّ محاسبه و ارزیابی می باشد.

ما بنا به عللی که بعداً بیان خواهد شد به این حادثه عظیم دائماً زنده، عنوان: «عاشورا نهضت پیامبران» را در نظر گرفتیم و آن را از بعضی جهات در این سلسله مقالات مورد بحث و تحلیل قرار می دهیم. محور اصلی بحث در این مقالات علت اصلی عظمت حادثه عاشورا و تجلیل اختصاصی آن خواهد بود.

کاروان امام حسین (علیه السلام) بعد از خروج از مکه با سرعت به طرف عراق می رفت و امام (علیه السلام) به تمام کسانی که می خواستند او را از این تصمیم منصرف کنند، اعلام می کرد که خروج از مکه و رفتن به این سفر اجتناب ناپذیر است و حتی خطر کشته شدن در این راه هم مانع آن نخواهد شد.

در مباحث بعدی علت اصرار امام (علیه السلام) برای این سفر و میزان جدیّت او مشخص خواهد شد. و روشن خواهد شد که هدف متعالی آن حضرت در درجه ای از اهمیت قرار داشت که کشته شدن خود او و کسانی که به همراهی با او تمایل و علاقه و بلکه اشتیاق داشتند، نمی توانست مورد اعتناء و توجه قرار بگیرد.

امام (علیه السلام) در یکی از منازل نزدیک کوفه از تحولات به وجود آمده در آن شهر یعنی تسلّط ابن زیاد نماینده یزید بر کوفه، و شهادت مسلم بن عقیل و هانی بن عروه مطّلع شد.

با انتشار خبر شهادت حضرت مسلم در کاروان امام (علیه السلام) صدای گریه آن ها برخاست و امام با همراهان خود و برادران و فرزندان مسلم مشورتی کرد و نظر آن ها را در رفتن بسوی کوفه جویا شد و آن ها تمایل خود را جهت ادامه سفر بسوی کوفه نشان دادند و در این زمینه اصرار کردند و امام (علیه السلام) راه خود را بطرف کوفه ادامه داد.

جالب توجه است که امام (علیه السلام) در عین حال که از اوضاع کوفه و بی وفائی اهل کوفه و تنها گذاشتن نماینده او مسلم بن عقیل و کشته شدن او بدست امیر کوفه خبردار شد، از تصمیم خود منصرف نشد و باز به حرکت خود ادامه داد!!!

اینکه چون فرزندان و برادران مسلم تمایل خود را به رفتن بسوی کوفه و گرفتن انتقام مسلم به امام (علیه السلام) اعلام کردند، به تنهائی موجب تصمیم آن حضرت شده باشد، نمی تواند توجیه معقولی برای آن تصمیم عظیم و خطرناک باشد. بجهت اینکه اولا: گرفتن انتقام برای مسلم اگر چه بسیار مطلوب بود و اگر چه آن حادثه برای امام (علیه السلام) هم خیلی حزن انگیز بود، اما رفعت مرتبه اهداف امام (علیه السلام) در حدّی بسیار بالاتر از این بود، احتمال کشته شدن حضرت مسلم در این حادثه دور از ذهن نبود یعنی خلاف انتظار امام (علیه السلام) و خود جناب مسلم نمی توانست باشد، ثانیاً: گرفتن انتقام مسلم در آن وضعیت چگونه امکان پذیر بود؟! آیا با آن عده اندکی که همراه امام (علیه السلام) بودند امکان جنگ و پیروزی نظامی با حکومت زمان و طرفداران آن در کوفه وجود داشت؟! در حالیکه سستی و بی وفائی اهل کوفه و دعوت کنندگان امام حسین (علیه السلام) هم در جریان قیام مسلم و کشته شدن او آشکار شده بود! آیا پذیرفتنی است که امام (علیه السلام) با آن گروه اندک همراه خود به قصد گرفتن انتقام مسلم و جلب رضایت آل عقیل در این زمینه، با وجود تحولی که در کوفه پیش آمده به آن شهر برود و با عمال حکومت یزید درگیر شود؟!

در مقالات قبلی به این نکته اشاره شد که افرادی مثل فرزدق شاعر و دیگر طرفداران و دوستداران امام (علیه السلام) هم اهل کوفه را شناخته بودند و به آن حضرت عرض کردند، دل های اهل کوفه متمایل به شما است، اما شمشیرهای آن ها با بنی امیّه یعنی دشمنان شما است. پس به لحاظ حقایق پشت پرده، احتمال حمایت اهل کوفه از آن حضرت هم منتفی بود.

قویترین احتمال در این حادثه این است که امام (علیه السلام) به هر علتی قصد رفتن به کوفه را داشت، حتی با توجه به تغییر اوضاع کوفه! اما در عین حال تمایل داشت به اینکه نظر همراهان خود را هم بداند و در بین همراهان بنی عقیل یعنی برادران و فرزند حضرت مسلم موقعیتی متفاوت با دیگران داشتند، چون آن بزرگوار در کوفه کشته شده بود. این رفتار حضرت حسین (علیه السلام) از نوع رفتاری بود که بعداً در مواجهه با سپاه حرّ انجام داد و همچنین غروب روز تاسوعا در مورد همراهان خود اعم از مردان خاندان رسالت و اصحاب، بکار بست و آن عبارت بود از نظر خواهی از همراهان و تشویق و تحریک آن ها به رفتن از نزد او و اعلام اینکه از آن ها رضایت دارد و بیعت خود را از آن ها برداشته و آن ها رخصت رفتن دارند. یعنی اینکه بعد از شنیدن شهادت حضرت مسلم (علیه السلام) خواست نظر بنی عقیل را بداند که آیا با وجود آن حادثه، آن ها باز هم تمایل به ادامه همراهی با امام (علیه السلام) را دارند. کما اینکه در غروب روز تاسوعا هم خطاب به بنی عقیل فرمود:

کلام ایام - 165، خروج کاروان قدسی از مکه مکرمه و حرکت بسوی عراق
بخوانید

«حَسبُکُمْ مِنَ القَتلِ بِمُسلِمِ بنِ عَقِیلٍ، فَاذهَبُوا أنتُم فَقَد أذِنتُ لَکُم»(۱)

اگر مقصد امام (علیه السلام) از رفتن به کوفه این بود که از حمایت و پشتیبانی و کمک نظامی اهل کوفه برخوردار شود و بتواند مقابل قدرت نظامی حکومت یزید مقاومت کند و حق حکومت خود را با کمک طرفدارانش از اهل آن شهر بدست آورد، با شنیدن خبر تغییر اوضاع کوفه و رفتار اهل آن در تنها گذاشتن حضرت مسلم و شهادت آن بزرگوار لازم بود از رفتن به کوفه منصرف شود، و از همان محل برگردد. اما چنین کاری نکرد و به راه خود ادامه داد.

امام (علیه السلام) از این سفر مقصدی دیگر داشت و آن مقصد خیلی برتر از حیطه محاسبات عادی و انسان های آشنا به افکار مردم و فعالیت های نظامی متعارف بود و آن مقصد متعالی در ضمن این مباحث و از توجه دقیق به کلام خود آن بزرگوار روشن خواهد شد.

این نظر منافاتی ندارد با اینکه اگر فرصت و امکانات لازم فراهم بود، امام (علیه السلام) برای تأسیس حکومت دینی و دفع ظلم بی پایان و گسترده حکومت بنی امیّه، اقدام می کرد و برای رسیدن به این مقصود از مسلمین و از جمله اهل کوفه و طرفدارانش در آن شهر استمداد می کرد. اما همه محاسبات نشان می دهد که امکان تأسیس حکومت در آن شرایط وجود نداشت و اقدام در این زمینه به نتیجه مطلوب نمی رسید!!!

ما قبل از بیان تفصیلی حوادث منتهی به نهضت شکوهمند عاشورا و آثار و نتایج آن حادثه عظیم در آن منطقه و آن زمان و طول تاریخ و در سطح جهان، لازم است علت اصلی آن عظمت و قدرت به وجود آمده را مورد بحث و بررسی قرار دهیم. اشتیاق قلبی انسان ها به امام حسین (علیه السلام) نه فقط شیعیان، و حتی سایر مسلمین، بلکه انسان های زیادی از ملیت های دیگر و بطور کلی عموم آزاد اندیشان و علاقه مندان به فضائل اخلاقی، که از حقایق این حادثه مطّلع شده اند، یک موضوع عادی از نوع حوادث متعارف بین انسان ها نیست. بلکه این حادثه اختصاصاتی دارد که آن را بین همه حوادث تاریخ زندگی انسان ها در موقعیت خاصی قرار داده است که نظیری و شبیهی برای آن و مساوی با آن وجود ندارد.

از بررسی جوانب مختلف این حادثه عظیم یر می آید که علت اصلی اشتیاق قلبی انسان ها به تجلیل از امام حسین (علیه السلام) و نهضت مقدس عاشورا، اراده مستقیم خداوند عالم است، بطوریکه قبلاً در مقاله ای تحت عنوان: «عظمت اختصاصی حادثه عاشورا» مقاله شماره ۱۰ در بخش «کلام ایام» به آن اشاره کردیم.

این جریان عظیم بی پایان و دائمی و رو به ازدیاد و گسترش را، اراده و قدرت خداوند برقرار کرده است. در این حادثه آیاتی از قرآن مجید در مرتبه ای متعالی تجلّی یافته است از جمله آیه ذیل که خداوند فرمود:

«فَاذْکُرُونِی أَذْکُرْکُمْ» (البقره/۱۵۲) یعنی مرا یاد کنید، تا من هم شما را یاد کنم. امام حسین (علیه السلام) و یاران قهرمان او، در این حادثه «ذکرالله» را در سطح عالم به جریان انداختند و خداوند هم طبق سنت های بدون تغییر خودش و طبق وعده ای که به انسان ها داده است. ذکر آن بزرگوار و یارانش را در سطح عالم و در بستر تاریخ به جریان انداخته است، جریانی قطع نشدنی و رو به ازدیاد!

امام (علیه السلام) و یاران اندک او برای تجسّم بخشیدن به حقایق دین توحیدی و معارف آن، مصیبت ها و سختی هائی را تحمل کرده اند که اگر آن مصیبت ها و سختی ها صورت تجسّم پیدا می کرد و بر کوه های عظیم ریشه داری نازل می شدند، آن کوه ها از هم می پاشید. استقامت آن قهرمانان عرصه توحید پروردگار عالمیان از استقامت کوه های ریشه دار بیشتر بود.

آن ها از حریم دین خدا دفاع کردند و مانع اختلاط آلودگی های حکومت های بشری با چشمه های پاک و زلال وحی شدند و خداوند هم به وعده های خود در زمینه جهاد شکوهمند آن ها عمل کرد و آن ها را در آن استقامت شکوهمند یاری کرد و به اهداف متعالی و مقدس آن ها در سطح جهان تحقّق بخشید.

اما لازم است این موضوع مورد بحث قرار بگیرد که چرا خداوند به این حادثه در این حد عنایت دارد؟! کدام جهت این حادثه دارای آن عظمت اختصاصی بی پایان است؟! آیا اهمیت خاص این حادثه بجهت شدت ظلمی است که در مورد گروهی از اولیاء خداوند و شخص حضرت سیدالشهداء (علیه السلام) بکار رفته است یا شدت مصیبت هائی است که به شخص آن حضرت و همراهانش وارد شده و آن ها آن مصیبت ها را تحمل کرده اند؟! آیا کشته شدن مظلومانه امام و یارانش آن هم جلو چشم بانوان حرم آن حضرت و کودکانش، جهت اصلی اهمیت این حادثه می باشد؟! آیا شخصیت عظیم اخلاقی امام حسین (علیه السلام) و یارانش عامل این جلالت شده است؟!

در جواب این سؤالات و سؤالات دیگری در این زمینه می شود گفت اگر چه این جهات ذکر شده، تماماً در عظمت این حادثه دخیل بوده است اما عامل اصلی آن عظمت حقیقتی علاوه بر این ها است چون در تاریخ زندگی پیامبران خدا و امامان معصوم (علیهم السلام) حوادث مصیبت بار زیادی بوجود آمده و عده زیادی از پیامبران خدا بوسیله کافران کشته شده اند و حوادث مربوط به آن ها هم خیلی حزن انگیز بوده است. مثل حادثه   کشته شدن حضرت یحیی (علیه السلام) که خود حضرت امام حسین (علیه السلام) به طور مکرر بالخصوص در چند روز آخر منتهی به حادثه عاشورا جریان شهادت آن بزرگوار را یاد می کرد.

در بخش بعدی این سلسله مقالات به خواست خداوند این موضوع اساسی در نهضت مقدس عاشورا و علت اصلی عظمت آن حادثه را مورد بحث قرار خواهیم داد.

الیاس کلانتری

۱۳۹۵/۷/۲۶

پاورقی:

۱-ارشاد، شیخ مفید، انتشارات علمیّه اسلامیّه، ج ۲، ص ۹۴

برچسب ها
دکمه بازگشت به بالا
بستن