کلام ایام – ۷۳، یادی از شکوه ماه رمضان

اس-ام-اس-رمضان

یادی از شکوه ماه رمضان

بخش چهارم

دعای ابوحمزه زینت سحرهای ماه مبارک رمضان است. این دعای نورانی مناجات وجود مبارک امام سیدالساجدین- علیه السلام- در سحرهای ماه رمضان بود. آن را یکی از اصحاب آن حضرت به نام ثابت بن دینار مشهور به ابوحمزه ثمالی از آن بزرگوار نقل کرده است. صدور آن از مقام عصمت و امامت به لحاظ نحوه ترکیب عبارات و محتوای آن ها، جلوه های آشکاری دارد. این دعا جلیل گنجینه ای عظیم از عرفان خالص دینی است و به منزله نوری است که در حقیقت از عرش پروردگار به عالم انسان ها تابیده است.

عبارات این دعا و این مناجات گرانقدر به منزله قطعاتی از جواهرات قدسی است که عامل تزئین سحرهای ماه مبارک رمضان شده است. البته خواندن آن در همه زمان ها انسان را در حوزه نوری از معرفت خدا و اشتیاق به او قرار می دهد.

ما طبق وعده ای که در ماه رمضان دادیم و در مورد بعضی از دعاها عمل کردیم در مورد این دعا هم به ذکر و توضیح عباراتی از آن اکتفا می کنیم و اگر حیاتی بود و توفیقی از خداوند، شرح و توضیح مفصل آن را در ماه رمضان سال بعد و یا اندکی قبل از آن عهده دار خواهیم شد.

دعای ابوحمزه با این عبارت شروع شده است:

« إِلَهِي لا تُؤَدِّبْنِي بِعُقُوبَتِكَ وَ لا تَمْكُرْ بِي فِي حِيلَتِكَ» یعنی: ای معبود من، مرا با عقوبت و مجازات اعمالم ادب نکن و مرا مشمول مکر خودت به خاطر اعمالم قرار نده.

لازم به ذکر است که مکر و حیله در مورد خداوند معنای خاصی دارد و به معنای متعارف و متداول بین انسان ها نیست. مکر در مورد خداوند فعل ممدوحی است. بطوریکه او خود را «خیرالماکرین» خوانده است. مکر خداوند در جهت جلوگیری از به نتیجه رسیدن مکر انسان ها و خنثی و بی اثر کردن آن ها به کار می رود.

از این عبارت در ابتداء دعا بر می آید که خداوند بعضی از بندگان خود را با مجازات های دنیوی اصلاح می کند. یعنی مجازات های دنیوی در مورد یک مؤمن عامل بازدارنده از فساد و گناه بیشتر می تواند بشود.

 

بلاها و گرفتاری ها و مصیبت ها را در یک تقسیم بندی می شود به سه قسم تقسیم کرد.

۱-مصیبت هائی که خود انسان عامل به وجود آمدن آن ها شده.

۲-بلاها و مصیبت هائی که دیگران برای انسان به وجود می آورند.

۳-بلاها و مصیبت هائی که خداوند به جهت اعمال انسان ها و در مقام مجازات آن ها ایجاد می کند. حوادث و مصیبت های از نوع سوم که مجازات اعمال انسان می باشد، گاهی به منظور پاکسازی انسان از آثار گناهان و جلوگیری از گناهان بیشتر و بازدارندگی از فساد روح یک مؤمن در دنیا، از طرف خداوند تقدیر می شود. مگر اینکه انسان بعد از ارتکاب گناه توبه کند و با اعمال حسنه گناهان را جبران کند تا آثار آن ها از بین برود.

بطور کلی همه انواع بلاها و مصیبت ها برای یک مؤمن در حال ارتباط با خداوند منشأ خیرات و برکات خواهد بود. بطوریکه از وجود مبارک امام حسن عسکری (علیه السلام) نقل شده است که فرمود:

«ما مِنْ بَلِيَّة إِلاّ وَ لِلّهِ فيها نِعْمَةٌ تُحيطُ بِها» یعنی هیچ بلا و گرفتاری نیست جز اینکه نعمتی از خداوند آن را احاطه کرده است.

موضوع گناه و مقام عصمت

در خیلی از دعاهای ذوات مقدسه معصومین (علیهم السلام) از جمله این دعا، امام معصوم در کلام خود بطور مکرّر اشاره به موضوع گناه کرده است. مثل اینکه کلام از کسی صادر شده است که مرتکب گناهان زیادی شده، در حالی که آن بزرگواران در مقام عصمت کامل بودند و هرگز از وجود مقدس آن ها گناهی صادر نشده است. این نوع رفتار علت خاصی دارد و احتیاج به توضیحی در این زمینه وجود دارد. ما قبلاً چنین بحثی را در مقاله ای تحت عنوان: «تطبیق آیات قرآنی با مناجات خمس عشره» طرح کردیم و این مقاله در «نشریه بیّنات» شماره ۶۸ (ویژه نامه قرآن و امام سجاد علیه السلام) منتشر شد و آن مقاله در همین سایت (حکمت طریف) در بخش مقالات و سیره معصومین هم آمده است و جهت ضرورتی که برای این توضیح احساس می شود قسمتی از آن مقاله را که مشتمل بر توضیحی مستدل در این زمینه می باشد عیناً اینجا می آوریم:

«درﻣﻮرد دﻋﺎﻫﺎ و ﻣﻨﺎﺟﺎتﻫﺎى ﺣﻀـﺮات ﻣﻌﺼـﻮﻣﻴﻦ (ع) اﺑﺘﺪاءً ﺗﺬﻛﺮ ﻳﻚ ﻧﻜﺘﻪ ﺿـﺮورى اﺳﺖ و آن اینکه:

آن ﻫﺎ در ﻣﻘﺎم دﻋـﺎ وﻣﻨﺎﺟﺎت ﺑﺎ ﺧﺪاوﻧﺪ ﻋﺒـﺎراﺗﻰ را در ﻛﻼم ﺧﻮد ﺑﻪ ﻛﺎر ﺑﺮده اﻧﺪ ﻛـﻪ در ﻇﺎﻫﺮ ﺑﺎ ﻣﻘﺎم«ﻋﺼﻤﺖ»آنﻫﺎ ﺗﻨﺎﺳﺒﻰ ﻧـﺪارد.و ﻣﺜﻞ اﻳﻦﻛﻪ ﻛﻼم از ﻳﻚ اﻧﺴﺎن ﮔﻨﺎﻫﻜﺎر ﻛـﻪ ﻣﺮﺗﻜﺐ ﮔﻨﺎﻫﺎن ﻛﺒﻴـﺮه زﻳﺎدى ﺷﺪه اﺳﺖ،ﺻﺎدر ﺷﺪه،در ﺣﺎﻟﻰﻛﻪ آﻧﺎن در ﻣﻘﺎم ﻋﺼـﻤـﺖ ﻛﺎﻣﻞ ﻗـﺮار داﺷﺘﻪ و ﺣﺘﻰ ﻳﻚ ﮔﻨﺎه ﻫـﻢ در ﻃـﻮل ﻋﻤﺮ از ﻣﻌﺼـﻮﻣﻴﻦ (ع) ﺳﺮ ﻧـﺰده و ﻫﺮﮔﺰ ﺑـﻪ آن ﻧﺰدﻳﻚ ﻫﻢ ﻧﺸﺪه اﻧﺪ.اﻳﻦ ﻣﻮﺿﻮع ﭼﻨﺪ ﻋﻠﺖ ﻣﻰﺗﻮاﻧﺪ داﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ:

ﻳﻜﻢ: آنﻫﺎ در ﻣﻘﺎم دﻋﺎ و ﻣﻨﺎﺟـﺎت ﻣـﻮﻗﻌﻴﺖ اﻧﺴﺎن ﻫﺎى دﻳﮕـﺮ را درﻧﻈﺮ ﻣﻰﮔـﺮﻓﺘﻨﺪ، اﻧﺴﺎنﻫﺎى ﻋﺎدى ﻛﻪ ﻣﺮﺗﻜﺐ ﮔﻨﺎﻫﺎﻧﻰ ﺷﺪه اﻧﺪ،ﭘﺲ ﻻزم اﺳﺖ ﺑﺎ ﺧﺪاوﻧﺪ ﺑﺎ اﻳﻦ روش و ﺑﺎ اﻳﻦ ﻧﻮع ﻛﻼم ﻣﻨﺎﺟﺎت ﻛﻨﻨد .

دوم: آنﻫﺎ در اﻳﻦ ﻧـﻮع از دﻋﺎ و ﻣﻨﺎﺟﺎت،ﻫﻢ ﺣﻘﻴـﻘـﺘـﺎً در ﻣﻘﺎم دﻋﺎ و ﻣﻨﺎﺟـﺎت ﺑـﺮاى ﺷﺨﺺ ﺧـﻮد ﻗﺮار ﻣﻰﮔﺮﻓﺘﻨﺪ و ﻫﻢ ﻗﺼـﺪ آﻣـﻮزش ﺑﻪ دﻳﮕـﺮان را داﺷﺘﻨﺪ.و ﺗﻔـﺎوت آنﻫﺎ ﺑـﺎ دﻳﮕﺮان در ﺣﺎﻻت روﺣﻰ و ﻗﻠﺒﻰ ﺑﻮد،ﻧﻪ در اﻟﻔﺎظ ﻛﻼم. ﻣﺎﻧﻨﺪ ﻧﻤﺎز ﺟﻤﺎﻋﺖ ﺷﺨﺺ رﺳﻮل اﻛﺮم (ص) ﻛﻪ در آن ﻧﻤﺎز ﻃﺒﻌـﺎً ﻣﻮﻗﻌﻴﺖ اﻓﺮاد ﻣﺴﻦ و ﺿﻌﻴف را در ﻧﻈﺮ ﻣﻰ ﮔـﺮﻓﺘﻨﺪ و ﻧﻤﺎز را ﻛﻮﺗﺎه ﻣﻰﺧـﻮاﻧﺪﻧﺪ اﻣﺎ آن ﺣﻀـﻮر ﻗﻠﺒﻰ ﻣﺨـﺼـﻮص ﺧﻮد، ﻛﻪ ﺑﺎﻻﺗﺮ از ﺣـﺪ ادراك و ﺗﺤﻤـﻞ اﻧﺴﺎنﻫﺎى ﻏﻴﺮﻣﻌﺼﻮم اﺳﺖ، در اﻳﻦ ﻧﻮع ﻧﻤﺎز ﺑﺮﻗﺮار ﺑﻮده اﺳﺖ.

اﻣﺎ ﺣﻀـﺮات ﻣﻌﺼﻮﻣﻴـﻦ(ع) وﻗﺘﻰ در مقام دﻋـﺎ وﻣﻨﺎﺟﺎت ﺑـﺮاى ﺷﺨﺺ ﺧﻮد ـ ﺑﻪ ﻃـﻮر ﺻﺮف ـ ﺑـﻮدﻧﺪ و آﻣـﻮزش دﻳﮕـﺮان و رﻋﺎﻳﺖ ﺣﺎل آنﻫـﺎ ﻣـﻄـﺮح ﻧﺒـﻮد، ﺣﺎﻻﺗﻰ داﺷﺘـﻨـﺪ ﻛـﻪ اﻧﺴﺎنﻫﺎى دﻳﮕﺮ ﻳﻌﻨﻰ ﻏﻴﺮﻣﻌﺼﻮﻣﻴﻦ از آن ﺣﺎﻻت ﺑﻰﺧﺒﺮ ﻫﺴﺘﻨﺪ. ﺑﺎزﻣﺜﻞ دو ﻧﻮع ﻧﻤﺎز رﺳﻮل ﺧﺪا (ص) و ﺣﻀﺮات ﻣﻌﺼﻮﻣﻴﻦ (ع)،ﻳﻜﻰ ﻧﻤﺎز ﺟﻤﺎﻋﺖ ﺑﺎ دﻳﮕﺮان و دﻳﮕﺮى ﻧﻤﺎز ﻓﺮدى و ﺷﺨﺼﻰ ﺑﺮاى ﺧﻮد و در ﺧﻠﻮتﻫﺎ و دور از ﺗﻮﺟﻪ دﻳﮕﺮان.

ﺳﻮم: آن ﺑـﺰرﮔﻮاران در ﻣﻘﺎم ﻋـﺒـﻮدﻳﺖ و دﻋﺎ و ﻣﻨﺎﺟﺎت از ﻧﺎﺣـﻴـﻪ ﺗـﻮﺟﻪ ﺗﺎم ﺑﻪ ﻣـﻘـﺎم ﭘﺮوردﮔﺎر ﻋﺎﻟﻤﻴﺎن اﻋﻤﺎل ﺧﻮد را ﺑﺴﻴﺎر ﺣﻘﻴﺮ و ﻧﺎﭼﻴﺰ ﺣﺴﺎب ﻣﻰ ﻛﺮدﻧﺪ، اﮔﺮ ﭼﻪ ﺧﻮد وﺟﻮد ﻣﻘﺪس و اﻋﻤﺎل آنﻫﺎ داراى ﻋﻈﻤﺖ ﺧﺎﺻﻰ ﺑﻮده اﺳﺖ. ﻳﻌﻨﻰ ﻋﻤﻞ و ﻣﻮﻗﻌﻴﺖ ﺑﺴﻴﺎر ﻋﻈﻴﻢ اﻳﺸﺎن در ﻧﻈﺮ ﺷﺨﺺ ﺧﻮدﺷﺎن ﺑﺴﻴﺎر ﺣﻘﻴﺮ ﺗﻠﻘﻰ ﻣﻰ ﺷﺪ. ﻣﻴـﺰان ﺣﻘﻴﺮ ﺗﻠﻘﻰ ﻛـﺮدن ﺧﻮد و ﻋﻤﻞ ﺧﻮد، ﻣﺘﻨﺎﺳﺐ ﺑﺎ اﺣﺴﺎس ﻋﻈﻤﺖ ﺧﺪاوﻧﺪ ﺑﻮد،ﻋﻈﻤﺖ ﺑﻰ اﻧﺘﻬﺎ و ﻓﻮق ﺣﺪ ادراك!

کلام ایام - ۳۴۵، عید فطر، عید جوائز خدای سبحان به بندگان
بخوانید

ﭼﻬﺎرم: ﮔﻨﺎﻫﺎﻧﻰ ﻛﻪ اﻧﺴﺎنﻫﺎ ﻣﺮﺗﻜﺐ ﻣﻰﺷﻮﻧﺪ از ﻳﻚ ﻧﻈﺮ ﺑﻪ دو ﻗﺴﻢ ﺗﻘﺴﻴﻢ ﻣﻰﺷﻮﻧﺪ، یکی این که: از ﻫﺮ ﻟﺤﺎظ در ﻧﻈﺮ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺷﻮد و از ﻫﺮ اﻧﺴﺎﻧﻰ ﺳﺮ ﺑﺰﻧﺪ ﺑﻪ ﻃﻮر ﻣﻄﻠﻖ ﮔﻨﺎه ﺷﻤﺮده ﻣﻰﺷﻮد، ﻛﻪ ﺑﻴﺸﺘﺮ ﮔﻨﺎﻫﺎن از ﻫﻤﻴﻦ ﻧﻮع ﻫﺴﺘﻨﺪ.

دیگری، ﻋﻤﻠﻰ اﺳﺖ ﻛﻪ در ﺷﺮاﻳﻂ ﻋﺎدى ﮔﻨﺎه ﻣﺤﺴـﻮب ﻧﻤﻰﺷﻮد و در ﺷﺮاﻳﻂ ﺧﺎص ﺑﻪ ﮔﻨﺎه ﺗﺒﺪﻳﻞ ﻣﻰﺷـﻮد،ﻳﺎ اﻓـﺮاد ﺧﺎﺻﻰ آن را ﮔﻨﺎه ﻣﺤﺴـﻮب ﻣﻰﻛﻨﻨﺪ.ﻣﻰﺷـﻮد اﺳﻢ اﻳﻦ ﻧـﻮع ﻋﻤﻞ را «ﮔﻨﺎه ﻧﺴﺒﻰ»ﮔﺬاﺷﺖ.ﺑـﻪﻋـﻨـﻮان ﻣﺜﺎل: اﮔﺮ ﻛﺴﻰ ﺑﻪ ﻳﻚ اﻧﺴﺎن ﻇﻠﻤـﻰ ﻛـﺮده،اﻳﻦ ﺷﺨﺺ ﻣﻮرد ﻇﻠﻢ واقع ﺷﺪه، آﻳﺎ ﻣﻮظف اﺳﺖ ﺷﺨﺺ ﻇﻠﻢ ﻛﻨﻨﺪه را ﻣﻮرد ﻋﻔﻮ ﻗﺮار دﻫﺪ و او را ﺑﺒﺨﺸﺪ؟ ﻃﺒـﻌـﺎً در ﺷﺮاﻳﻂ ﻋﺎدى او ﭼﻨﻴـﻦ وﻇﻴﻔﻪاى ﻧـﺪارد و ﺑﻪ ﺟﻬﺖ ﻋﻔﻮ ﻧـﻜـﺮدن او، ﮔﻨﺎﻫﻰ ﻣـﺮﺗﻜﺐ ﻧﺸﺪه اﺳﺖ! اﻣﺎ اﮔﺮ ﺷﺨﺼﻰ ﻛﻪ ﻇﻠـﻢ ﻛـﺮده تقاضای ﻋﻔﻮ ﺑﻜﻨـﺪ و در اﻳـﻦ ﺗﻘﺎﺿﺎ اﺻﺮار ﻛﻨﺪ ﺑﻪ وﻳﮋه ﻛﻪ اﻳﻦ ﺗﻘﺎﺿـﺎ را درﺣﻀﻮر دﻳﮕﺮان اﻧﺠﺎم دﻫﺪ، آﻳﺎ وﺿﻌﻴﺖ ﺗﻐﻴﻴﺮ ﭘﻴﺪا ﻧﻤﻰﻛـﻨـﺪ؟! دراﻳﻦ ﺷﺮاﻳﻂ ﻋﻔﻮ ﻧـﻜـﺮدن از او ﺣﺪاﻗﻞ در ﻣـﻮرد ﺑﻌﻀﻰ از اﻧﺴﺎنﻫﺎ ﮔـﻨـﺎه ﻣﺤﺴﻮب ﻣﻰﺷﻮد.

در ﺳﻴﺮه ﺷﺮیف وﺟﻮد ﻣﺒﺎرك رﺳﻮل اﻛﺮم (ص) ﻧﻘﻞ ﺷﺪه اﺳﺖ ﻛﻪ ﺷﺒﻰ در رﻓﺘﺎر و ﺳﻴﻤﺎى ﻣﺒﺎرﻛﺶ ﻧﻮﻋﻰ ﻧﮕﺮاﻧﻰ آﺷﻜﺎر ﺑﻮد، ﻋﻠﺖ آن را ﺳﺆال ﻛﺮدﻧﺪ،آن ﺣﻀﺮت ﻓﺮﻣﻮد ﻛﻪ ﭼﻨﺪ درﻫﻢ ﻧﺰد او ﻣﻮﺟﻮد اﺳﺖ،و در اﻳﻦ وﻗﺖ ﺷﺐ ﻫﻢ ﺷﺨﺺ ﻓﻘﻴﺮى ﺷﺎﻳﺪ ﺑﺎﺷﺪ ﻛﻪ ﺑﻪ اﻳﻦ ﭼﻨﺪ درﻫﻢ اﺣﺘﻴﺎج دارد! ﻧﮕﺮاﻧﻰ او از اﻳﻦ ﺟﻬﺖ ﻣﻰﺑﺎﺷﺪ، ﺗﺎ اﻳﻦﻛﻪ آن ﭼﻨﺪ درﻫﻢ را ﻳﻜﻰ از ﻧﺰدﻳﻜﺎﻧﺶ ﺑﺮدﻧﺪ و ﺑﻪ ﻓﻘﻴﺮى اﻧﻔﺎق ﻛﺮدﻧﺪ و آن ﺣﻀﺮت آراﻣﺸﻰ ﭘﻴﺪا ﻛﺮد و ﺧﻮاﺑﻴﺪ.

آن ﺑﺰرﮔﻮار ﻫﻤﺮاه داﺷﺘﻦ ﭼﻨﺪ درﻫﻢ را وﻗﺖ ﺧﻮاب، در ﺣﺎﻟﻰﻛﻪ اﻣﻜـﺎن دارد ﻓﻘﻴﺮى ﺑﻪ آن ﻧﻴﺎزﻣﻨﺪ ﺑﺎﺷﺪ، ﺑـﺮاى ﺧﻮد ﮔﻨﺎه ﻣﺤﺴﻮب ﻣﻰﻛﻨﺪ و ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ آن، ﻧﮕـﺮاﻧﻰ در ﺧﻮد اﺣﺴﺎس ﻣﻰﻛﻨﺪ و وﻗﺘﻰ آن ﭼﻨﺪ درﻫﻢ ﺑﻪ ﻓﻘﻴﺮى داده ﻣﻰﺷﻮد آراﻣﺸﻰ اﺣﺴﺎس ﻣﻰﻛﻨﺪ و ﻣﻰﺧﻮاﺑﺪ.

ﺑﺎز در ﺳﻴﺮه ﺷﺮﻳف آن ﺣﻀﺮت ﮔﻔﺘﻪ ﺷﺪه ﻛﻪ از اﻣﺎم ﺻﺎدق(ع) ﺳؤال ﻛﺮدﻧﺪ،آﻳﺎ درﺳﺖ اﺳﺖ ﻛﻪ ﺟﺪ ﺷﻤﺎ رﺳﻮل ﺧﺪا (ص) ﻫﻴﭻ ﺷﺒﻰ ﺑﻪ اﻧﺪازه ﺳﻴﺮ ﺷﺪن از ﻧﺎن ﮔﻨﺪم ﻧﺨﻮرد؟ ﻓﺮﻣﻮد:

ﻧﻪ، ﺟﺪم رﺳﻮل ﺧﺪا (ص) ﻧﺎن ﮔﻨﺪم ﻧﻤﻰﺧﻮرد، ﺑﻠﻜﻪ ازﻧﺎن ﺟﻮ ﺑﻪ اﻧﺪازه ﺳﻴﺮﺷﺪن ﻧﻤﻰﺧﻮرد! ﻳﻌﻨﻰ آن ﺑﺰرﮔﻮار از ارزان ﺗﺮﻳﻦ ﻧﻮع ﻏﺬاﻫﺎ ﻛﻪ ﻧﺎن ﺟﻮ ﺑﻮد ﺑﻪ اﻧﺪازه ﺳﻴﺮﺷﺪن ﻧﻤﻰﺧﻮرد وﻫﻤﻴﺸﻪ در ﺣﺎل ﮔﺮﺳﻨﮕﻰ ﺑﻮد،و ﻫﻴﭻ ﺷﺒﻰ از ﻳﺎد ﻓﻘﺮاء و ﮔﺮﺳﻨﻪﻫﺎ ﻏﺎﻓﻞ ﻧﺒﻮد.و خوردن ﺑﻪ اﻧﺪازه ﺳﻴﺮ ﺷﺪن از ﻏﺬاى ارزان ﻗﻴﻤﺖ ﻳﻌﻨﻰ ﻧﺎن ﺟـﻮ را ﻫﻢ ﺑﺮاى ﺧﻮد ﮔﻨﺎه ﺣﺴﺎب ﻣﻰﻛﺮد. ﭼﻮن در ﺟﺎﻣﻌﻪ ﻃﺒﻌﺎً ﮔﺮﺳﻨﻪﻫﺎﺋﻰ وﺟﻮد داﺷﺘﻨﺪ.

درﻣﻮرد اﻣﻴـﺮاﻟﻤؤﻣﻨﻴﻦ ﻋﻠـﻰ(ع) ﻧﻘﻞ ﺷﺪه اﺳﺖ ﻛﻪ ﻳﻚ روز اﻣﺎم ﺣﺴﻦ ﻣﺠﺘـﺒـﻰ(ع) ﭘﺪر ﺑﺰرﮔﻮار ﺧﻮد را ﺑﻪ ﻣﻨﺰل ﺧﻮد دﻋﻮت ﻛﺮد و از آن ﺣﻀﺮت اﺟﺎزه ﺧﻮاﺳﺖ ﻛﻪ ﻏﺬاﺋﻰ از ﮔﻮﺷﺖ ﺑﺮاﻳﺶ ﺗﻬﻴﻪ ﻛﻨﺪ ﺑﺎ ﻣﻘﺪارى ﻧﺎن ﻧﺮم ﻣﻌﻤﻮﻟﻰ،و اﻣﺎم (ع) ﺑﻪ ﻓﺮزﻧﺪش اﺟﺎزه داد.

ﺗﻮﺿﻴﺢ اﻳﻦﻛﻪ ﻏﺬاى ﻣﻌﻤﻮل و همیشگی اﻣﻴﺮاﻟﻤؤﻣﻨﻴﻦ (ع) ﻗﻄﻌﻪاى ﻧﺎن ﺧﺸﻚ ﺟﻮ ﺑﻮد و ﻓﺮزﻧﺪان آن ﺣﻀﺮت از روى ﺗـﺮﺣﻢ ﺑﻪ ﺣﺎل ﭘﺪر،دوﺳﺖ داﺷﺘﻨﺪ ﮔﺎﻫﻰ ﻏﺬاﺋﻰ ﻏﻴـﺮ از آن ﺑﺮاى او ﺗﻬﻴﻪ ﻛﻨﻨﺪ.و اﻣﺎم ﻣﺠﺘﺒﻰ (ع) ﺑﻪ ﻫﻤﻴﻦ ﺟﻬﺖ ﭼﻨﻴﻦ اﺟﺎزه اى از او ﺧﻮاﺳﺖ.

وﻗﺘﻰ ﺳﻔﺮه ﺑﺎز ﻛﺮدﻧﺪ و ﻏﺬاى ﻣﻮرد ذﻛﺮ را آوردﻧﺪ،در ﻫﻤﺎن ﺣﺎل ﻓﻘﻴﺮى ﺑﻪ در ﺧﺎﻧﻪ آﻣﺪ و اﻇﻬﺎر ﮔﺮﺳﻨﮕﻰ ﻛﺮد و ﻃﻌﺎﻣﻰ درﺧﻮاﺳﺖ ﻛﺮد. اﻣﻴﺮاﻟﻤﺆﻣﻨﻴﻦ ﻋﻠﻰ(ع) ﺑﻪ ﻓﺮزﻧﺪش ﻓﺮﻣﻮد اﻳﻦ ﻏﺬا را ﺑﻪ ﺳﺎﺋﻞ ﺑﺪه ﭼﻮن ﻣﻰﺗﺮﺳﻢ ـ در ﻏﻴﺮ اﻳﻦ ﺻﻮرت ـ ﺧﺪاوﻧﺪ روز ﻗﻴﺎﻣﺖ ﺑﻔﺮﻣﺎﻳﺪ:

«أَذْهَبْتُمْ طَيِّبَاتِکُمْ فِي حَيَاتِکُمُ ﭐلدُّنْيَا وَﭐسْتَمْتَعْتُم بِهَا»(اﻻﺣﻘﺎف / ۲۰) اﻣﺎم اﻣﻴﺮاﻟﻤؤﻣﻨﻴﻦ ﻋﻠﻰ(ع) ﻋﺪم اﻋﺘﻨﺎء ﺑﻪ ﻳﻚ ﮔﺮﺳﻨﻪ در ﺣﺪ ﺗﺮﺟﻴﺢ و اﻳﺜﺎر او را ﺑﺮاى ﺧﻮد، ﮔﻨﺎه ﺣﺴﺎب ﻣﻰﻛﻨﺪ.

ﻧﻘﻞ ﻛﺮده اﻧﺪ ﻛﻪ ﻣﺮدى ﺑﻪ ﺧﺪﻣﺖ اﻣﺎم ﺣﺴﻦ ﻣﺠﺘﺒﻰ(ع) آﻣﺪ و ﺑﺪون اﻳﻦ ﻛﻪ ﭼﻴﺰى ﺑﮕﻮﻳﺪ اﻣﺎم(ع) ﻛﻴﺴﻪ ﭘﻮﻟﻰ ﺑﻪ او ﻋﻄﺎ ﻓﺮﻣﻮد: ﻛﺴﻰ ﺑﻌﺪاً ﺑﻪ او ﻋﺮض کرد، ﺷﻤﺎ ﺻﺒﺮ ﻧﻜﺮدﻳﺪ او ﭼﻴﺰى ﺑﮕﻮﻳﺪ! اﻣﺎم (ع) ﻓﺮﻣﻮد اﮔﺮ ﻣﻬﻠﺖ ﻣﻰدادم،ﺣﺎﺟﺘﺶ را ﺑﻪ زﺑﺎن ﻣﻰآورد،آن ﻣﻮﻗﻊ ﺑﻬﺎى آﺑﺮوى او را ﺑﻪ او داده ﺑﻮدم.

ﻳﻌﻨﻰ وﻗﺘﻰ اﻣﺎم (ع) ﻣﺘﻮﺟﻪ ﻣﻰ ﺷﻮد او ﺣﺎﺟﺘﻰ دارد، ﺑﺪون اﻇﻬﺎر آن، ﺑﻪ او ﻛﻤﻚ ﻣﻰﻛﻨﺪ ﺗﺎ آﺑﺮوﻳﺶ ﺣﻔﻆ ﺷﻮد در ﻏﻴﺮ اﻳﻦ ﺻﻮرت اﻳﻦ ﻛﺎر را ﺑﺮاى ﺧﻮد ﮔﻨﺎﻫﻰ ﺣﺴﺎب ﻣﻰﻛﻨﺪ.

ﻫﻤﭽﻨﻴﻦ ﻧﻘﻞ ﺷﺪه ﻛﻪ ﻣﺮدى ﺧﺪﻣﺖ اﻣﺎم ﺣﺴﻴﻦ(ع) آﻣﺪ و ﻧﺎﻣﻪ اى ﺑﻪ او داد، اﻣﺎم ﻗﺒﻞ از ﺧﻮاﻧﺪن ﻧﺎﻣﻪ -ﺑﻄﻮر ﻛﺎﻣﻞ-، ﻳﻌﻨﻰ ﻗﺒﻞ از اﺗﻤﺎم ﻧﺎﻣﻪ، ﻛﻴﺴﻪ ﭘﻮﻟﻰ ﺑﻪ آن ﻣﺮد ﻋﻄﺎ ﻛﺮد،ﻛﺴﻰ ﺑﻌﺪاً ﺑﻪ اﻣﺎم (ع) ﻋﺮض ﻛﺮد ﭼﺮا ﻗﺒﻞ از اﻳﻦﻛﻪ ﻧﺎﻣﻪاش را ﺑﺨﻮاﻧﻰ ﺑﻪ او ﭼﻴﺰى ﻋﻄﺎ ﻛﺮدى، اﻣﺎم (ع) ﻓﺮﻣﻮد اﮔـﺮ او را ﻣﻌﻄﻞ ﻣـﻰﻛـﺮدم ـ در ﺣـﺪ وﻗﺖ ﻻزم ﺑـﺮاى ﺧﻮاﻧﺪن ﻧـﺎﻣـﻪ ـ ﺧـﺪاوﻧﺪ ﻣـﺮا ﻣﺆاﺧـﺬه ﻣﻰﻧﻤﻮد.اﻟﺒﺘﻪ ﺣﺎﺻﻞ ﻛﻼم اﻣﺎم (ع) اﻳﻦ ﺑﻮد ﻧﻪ ﻋﻴﻦ ﻛﻼﻣﺶ.

ﻗﺎﺑﻞ ﺗﻮﺟﻪ اﺳﺖ ﻛﻪ آن ﺣﻀـﺮت ﻣﻌﻄﻞ ﻛﺮدن ﻳﻚ ﺳﺎﺋﻞ را در ﺣﺪ ﭼﻨﺪ ﻟﺤﻈﻪ ﻛﻪ ﻧﺎﻣـﻪ ﺧﻮاﻧﺪه ﺷﻮد ﺑﺮﺧﻮد روا ﻧﻤﻰداﻧﺴﺖ. و ﭼﻮن ﻣﺘﻮﺟﻪ ﺷﺪه ﺑﻮد ﻛﻪ ﻧﻴﺎز او ﭼﻴﺴﺖ، ﻧﺨـﻮاﺳﺖ او ﭼﻨﺪ ﻟﺤﻈﻪ در ﺣﺎﻟﺖ ﺧﺠﺎﻟﺖ ﻛﺸﻴﺪن ﻣﻜﺚ ﻛﻨﺪ.

ﺑﺎ ﺑﻴﺎن اﻳﻦ ﭼﻨﺪ ﻧﻜﺘﻪ روﺷﻦ ﻣﻰﺷﻮد ﻛﻪ ذوات ﻣﻘﺪﺳﻪ ﻣﻌﺼﻮﻣﻴﻦ (ع) ﭼﻪ اﻋﻤﺎﻟﻰ را ﺑﺮاى ﺧﻮد ﮔﻨﺎه ﺣﺴﺎب ﻣﻰﻛﺮدﻧﺪ.»

بنده با این کلام از خداوند می خواهد که گناهان او را مورد عفو و غفران خود قرار دهد و او را به خاطر آن گناهان مجازات نکند. اگر چه این مجازات عامل پاکسازی روح او خواهد شد، اما عفو و غفران خداوند هم همین تأثیر را خواهد داشت. و اگر بنده مورد عفو و غفران خدا قرار گرفت دیگر نیاز به عقوبت او به خاطر گناهانش نخواهد بود.

این عبارت در دعای امام سجاد (علیه السلام) مشتمل بر نکاتی است از جمله:

الف: مجازات های خداوند برای مؤمنین در دنیا عامل بازدارنده از فساد و گناه بیشتر است.

ب: مجازات های از این نوع به منزله اصلاح و آموزش مؤمنان- از نوع ادب کردن- می باشد.

ج: بنده لازم است از خداوند بخواهد که او را به جای مجازات عفو کند و مورد غفرانش قرار دهد.

د: این نوع دعا و درخواست از خداوند و هر نوع دعای دیگری می تواند عامل تغییر و تحولی در زندگی انسان باشد.

ه: خداوند گاهی از طرق مرموز و ناشناخته (مکر و حیله به معنای اصلی و حقیقی آن) بنده ای را به مجازات اعمالش مبتلا می کند.

الیاس کلانتری

۹۵/۵/۷

 

برچسب ها
دکمه بازگشت به بالا
بستن