کلام ایام – ۱۵۰، امیرالمؤمنین علی – علیه السلام – شهید تأویل قرآن کریم

0.446982001282938019_full-999بخش سوم

کلیات

*تفاوت تأویل قرآن با معانی الفاظ و کلمات آیات آن، مثل تفاوت خود یک انسان با عکس همان انسان  است.

*در عالم فوق دنیا حقایقی وجود دارد که ارزش و عظمت آنها فوق حد قدرت ادراک عادی انسانی است.

*آیات قرآن صورت نازل یافته یعنی «تنزیل» حقایق عالم آخرت می باشد.

* به چه علتی یک کودک خردسال یک قطعه اسباب بازی و یک بادکنک را به مالکیت یک خانه یا یک باغ ترجیح می دهد؟!

*چرا به یک کودک خردسال نمی شود با استدلال های عقلی ارزش یک ازدواج یا مالکیت یا یک مقام اجتماعی را تفهیم کرد؟

*پروردگارعالمیان  ذوات مقدسه معصومین – علیهم السلام – را جهت هدایت انسانها به سوی حقایق عالم آخرت و ارزش نعمت های بهشتی تربیت فرموده است.

*خداوند آخرین شخصیت از «راسخان در علم» را برای ارشاد تمامی انسانهای عالم در زمانی مناسب ذخیره کرده است.

 

**********

 

در مقاله قبلی از ناحیه توضیحات مربوط به کلمه «تأویل» در آیت قرآن و مباحث مربوط به تفسیر بعضی از آنها و با ذکر مثالی تا حدی معنی این کلمه و مراد از آن روشن شد. حال برای روشن شدن بیشتر معنی «تأویل» در اصل و «تأویل قرآن» با ذکر چند مثال بحث را ادامه می دهیم و عرض می کنیم: ارتباط تأویل یک حقیقت با تنزیل آن مثل ارتباط خود آن حقیقت است با عکسی که از آن تهیه شده است. همچنانکه در مقاله قبلی توضیح داده شد که اگر ارتباط عکسی که از یک باغ گرفته شده، با خود آن باغ و تفاوت ارزش و قیمت خود آن باغ در نظر گرفته شود، موضوع تأویل تا حدی روشن می شود.

باز به عنوان مثال: اگر از یک انسانی که جدا از اعضای خانواده خود زندگی می کند مثلاً مسافرت کرده و در منطقه ای خارج از کشور خودش به سر می برد، عکسی تهیه شود و اعضای خانواده او آن عکس را در نزد خود و در منزل خود داشته باشند و هر وقت آن عکس را دیدند، یاد او بیافتند. در آن صورت آن عکس یادآور صاحب خود خواهد بود و در مجموع دیدن آن تأثیری در اعضای خانواده اش خواهد داشت!  اما آیا دیدن آن عکس مثل دیدن خود آن شخص خواهد بود؟! طبعاً جواب منفی است! یعنی اگر فرزند جوان یک خانواده جهت تحصیل در یک کشور خارجی به سفری رفته و این سفر هم چند سال طول خواهد کشید و مادر و پدر این جوان و سایر اعضای خانواده، هر وقت یاد او می افتند به عکسی که از او در منزل دارند، نگاه می کنند! البته طبعاً بودن یک یا چند قطعه عکس از او با نداشتن آن تفاوتی دارد و دیدن عکس او لذتی اگرچه اندک برای آنها دارد، اما آیا عکس یک انسان معادل وجود شخص او می تواند باشد؟! یعنی اگر بر حسب اتفاق و بدون اطلاع قبلی خود آن شخص سفر کرده برگردد و وارد خانه شود، خوشحالی و سرور والدین و اهل خانه به اندازه همان مقداری خواهد بود که از دیدن عکس او حاصل می شد؟! طبعاً جواب این سؤالات و امثال آنها منفی است! و به طور قطع مجالست و مصاحبت با آن شخص لذتی صدها و هزاران برابر لذت ناشی از دیدن عکس او را خواهد داشت.

همچنین اگر کسی نیاز به تهیه مسکنی دارد جهت سکونت خود و اعضای خانواده اش، اما امکان خریدن و تهیه منزل مطلوب و مورد آرزوی او وجود ندارد، آیا می شود یک قطعه عکسی از یک ساختمان بسیار زیبا و وسیع و قیمتی تهیه کرد و در اختیار او گذاشت و به او گفت که هر وقت از یک خانه زیبا و وسیع و قیمتی یاد کردی، به این عکس نگاه کن؟!

حال بعد از این توضیحات عرض می کنیم: در عالم فوق عالم دنیا حقایقی وجود دارد و به طور کلی خداوند عوالم و موجوداتی آفریده است که انسانها با ادراکات عادی و متعارف قدرت درک حقیقت و اوصاف متعالی آنها را ندارند، اما لازم است انسانها به آن عوالم و فضای وسیع و رفیع زندگی در آن عوالم راه پیدا کنند و مقصد آفرینش انسانها در آن فضا و در آن عوالم تحقق خواهد یافت، لذا خداوند جهت تشویق انسانها برای آماده شدن و حرکت بسوی آن مقصد صورت تنزیل یافته ای از آن را به صورت سخن و کلام در کتاب های آسمانی به وسیله پیامبرانش برای انسانها عرضه کرده است و صورت کامل اوصاف آن حقایق در آخرین کتاب آسمانی یعنی قرآن کریم قرار دارد که بر آخرین پیامبر خدا، رسول گرامی اسلام حضرت محمد – صلّی الله علیه و آله و سلّم – نازل شده و به وسیله آن بزرگوار به انسانها عرضه شده است. آن مقصد متعالی آفرینش انسان عبارت است از عالمی به نام «بهشت» و آن حقایق عبارتند از نعمت ها و پدیده هائی که در آنجا جهت زندگی ابدی انسانها قرار دارد.

به طور کلی حقایقی در عالم فوق دنیا قرار دارند مثل بهشت و نعمت های بهشتی و عرش و کرسی و ملائکه دیگر حقایق مربوط به عالم فوق دنیا که انسانها با ادراکات عادی و تا وقتی که در دنیا قرار دارند قدرت درک آن حقایق را ندارند. اما خداوند صورت نازل شده ای از آن حقایق را به صورت کلام و سخن و در قالب الفاظ برای انسانها فرستاده است.

اوصاف ذکر شده برای بهشت و نعمت های آن با خود بهشت و آنچه در آنجا قرار دارد، مثل نسبت عکس یک باغ با خود آن باغ و عکس یک انسان و خود آن انسان است. یعنی وقتی یک باغ بسیار وسیع با امکانات رفاهی فراوان و با قیمت بسیار زیاد ، با عکسی که از آن باغ یا قسمتی از آن گرفته شده، مقایسه شوند، این مقایسه و ارزیابی شبیه به مقایسه اصل بهشت و نعمت های آن با الفاظ آیاتی از قرآن در توصیف بهشت و نعمت های آن خواهد بود.

کلام ایام ـ 508، ماه ذوالحجة و روزهای پرفضیلت و تاریخی آن
بخوانید

در این صورت و با این توضیحات معنی «تنزیل» قرآن و «تأویل» آن تا حدی روشن می شود. یعنی آیات قرآن صورت تنزیل یافته و به صورت کلام درآمده از حقایق رفیع و وسیع مربوط به عالم فوق دنیا است و اگر انسانها از دنیا به عالم بعدی منتقل شدند و خود آن حقایق را مشاهده کردند، در حقیقت تأویل آیات قرآن را خواهند دید.از این بحث و آنچه مربوط به آن است و در نظر گرفتن مجموع  موضوع، چند نکته روشن می شود و یا اینکه باید مورد توجه قرار بگیرد که به بعضی از آنها اجمالاً اشاره ای می کنیم:

۱- در عالم فوق دنیا حقایق و موجوداتی قرار دارند که با ادراکات عادی انسانی نمی شود به آنها احاطه علمی پیدا کرد و آن حقایق رفیع تر و متعالی تر از قدرت ادراک عادی انسانی می باشند. مثل اینکه به یک کودک چهار – پنج ساله نمی شود لذت یک ازدواج مطلوب را تفهیم کرد – مثالی که مرحوم علامه طباطبایی رضوان الله تعالی علیه در این زمینه ذکر کرده است – در توضیح این مثال عرض می کنیم اگر به یک کودک خردسال گفته شود  که تو این اسباب بازی مثل این بادکنک را می خواهی یا اینکه وقتی بزرگ شدی امکان ازدواج با یک دختر زیبا، تحصیل کرده و دارای شخصیت اخلاقی مطلوب ؟ آن کودک خردسال چهار – پنج ساله غالباً آن اسباب بازی و آن بادکنک را ترجیح خواهد داد! چون او قدرت ادراک مطلوبیت یک ازدواج و ارزش های عقلی را ندارد. یا به عنوان مثال اگر به یک کودک خردسال گفته شود تو این اسباب بازی یا این چند عدد شکلات را دوست داری یا اینکه از اینها صرف نظر کنی و در مقابل یک واحد مسکونی قیمتی را به تو هدیه کنند و به نام تو ثبت شود و در سنین جوانی در آنجا ساکن شوی! طبعاً او از آن اسباب بازی و یا چند عدد شکلات صرف نظر نمی کند و آنها را بر آن واحد مسکونی قیمتی ترجیح می دهد. خلاصه اینکه ادراکات عادی انسانی نسبت به حقیقت بهشت و نعمت های آن مثل ادراکات آن کودک خردسال است نسبت به یک خانه و یک باغ و یک مقام مهم اجتماعی مثل ریاست بر یک کشور.

لذا جهت جلب توجهات انسانها به سوی آن حقایق رفیع باید روش خاصی را به کار بست و این روش همان است که خداوند جهت ارشاد انسانها و هدایت آنها به سوی بهشت و حقایق عالم آخرت در قرآن مجید به کار برده است و در این جهت صورت نازل شده ای از آن حقایق را در آیات قرآن به عنوان تنزیل آن حقایق قرار داده است.

۲- خداوند – عزّ و جلّ – عده ای از انسانها را به منظور راهنمایی مردم به سوی مقصد آفرینش به طریق خاصی تربیت کرده است. آن انسانها دارای ادراکات فوق عادی و شخصیت بسیار جاذب و فضایل اخلاقی عظیمی بودند و آنها عبارتند از پیامبران و امامان معصوم  – علیهم السلام – و مناسب است آن بزرگواران را به طور کلی «رهبران آسمانی» نامید. رهبران آسمانی قبل از ظهور و بعثت آخرین پیامبر، برای زمان های محدود و معین و منطقه ای از زمین مأموریت داشته اند، حتی پیامبران اولواالعزم که نبوتشان جهانی بود، ولی فعالیت آنها در ارشاد انسانها عملاً و عمدتاً محدود به منطقه ای از زمین می شد؛ اما فعالیت فکری و فرهنگی و اجتماعی رسول اکرم – صلّی الله علیه و آله و سلّم – و امامان معصوم – علیهم السلام – جنبه جهانی دارد و محدودیت مکانی و منطقه ای و زمانی بر فعالیت آنها حاکم نیست.

پروردگار عالمیان آن ذوات مقدسه را برای ارشاد تمام عالم انسانیت و رهبری انسانها به سوی مقصد آفرینش تربیت فرموده و آنها را در بین انسانها اسکان داده است و آخرین شخصیت از آنها را برای ارشاد تمامی انسانهای عالم در زمانی مناسب ذخیره کرده است.

آن ذوات مقدسه دارای علمی و قدرتی فوق عادی بودند و دارای جاذبه های اخلاقی عظیم و برتر و قدرت تحمل شداید و مصیبت ها. چشمه هایی از عبودیت و تواضع نسبت به پروردگار عالمیان و محبت به انسان ها از وجودشان جریان یافته و عامل حیات قلوب انسانها شده است. آنها علم به «تأویل قرآن» دارند و تأویل قرآن را مشاهده می کنند. آنها حجت های پروردگار عالمیان و اوصیاء رسول خدا – صلّی الله علیه و آله و سلّم – و وارثان پیامبران قبلی می باشند و در رأس آنها امام امیرالمؤمنین علی – علیه السلام – قرار دارد. و رسول اکرم – صلّی الله علیه و آله و سلّم – در مورد آن بزرگوار در یک پیشگوئی اطلاع داده است که او برای تأویل قرآن خواهد جنگید.

جهت رعایت روش اختصار و کمتر شدن حجم مقالات به این مقدار بحث در این مقاله اکتفا می کنیم و بقیه بحث در این زمینه – ان شاء الله – در مقالات بعدی خواهد آمد.

 

الیاس کلانتری

​۱۳۹۶/۴/۲۲

برچسب ها
دکمه بازگشت به بالا
بستن